انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

خجسته باد میلاد بانوی قدسیه مطهره،

 فاطمه معصومه سلام الله علیها

 که بارگاه نورانی‏اش محل دایمی نزول فرشتگان بر زمین و دروازه بهشت است.

 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 شهریور 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

توصیه های مهم به والدین دانش آموزان کلاس اولی...........

در بسیاری موارد علت ترس و نگرانی كلاس‌ اولی‌ها بسیار ساده است و والدین باید چند روز پیش از آغاز مدارس با فرزند خود درباره محیط جدید مدرسه صحبت كنند تا ترس كودك كاهش یابد.

اكنون بسیاری از كودكان در شهرهای بزرگ و كوچك پیش از آغاز سن مدرسه، به مهد كودك و پیش‌دبستانی می‌روند و در نتیجه زمانی كه به كلاس اول می‌روند، تجربه حضور در جمع همسالان خود را دارند، با این وجود برخی كودكان این تجربه را ندارند.
زمانی كه كودك به مدرسه می‌رود، در اجتماع قرار می‌گیرد و از او انتظار می‌رود كارهایی را به صورت دقیق انجام بدهد و در محیط مدرسه به عنوان دانش‌آموز، رفتاری رسمی و منظم داشته باشد. برخی كودكان برای رفتن به مدرسه روزشماری می‌كنند، ولی برخی از بچه‌ها نیزدلهره دارند و مضطرب می‌شوند؛ در این میان خانواده‌ها نقش مهمی بر عهده دارند و باید با رفتار خود كودك را برای رفتن به مدرسه آماده كنند.

 به والدین توصیه می‌شود پیش از آغاز رسمی كلاس‌های درس، با مسوولان مدرسه فرزند خود در ارتباط باشند و حساسیت‌های روحی، مشكلات جسمانی احتمالی، استعدادها و همه موارد مربوط به فرزند خود را به مسوولان مدرسه اطلاع دهند؛ همچنین برخی موارد مانند میزان قدرت بینایی و شنوایی كودك و همچنین بازیگوش بودن و یا گوشه‌گیر بودن كودك نیز باید به معلم اطلاع‌رسانی شود.
پیش از آغاز فصل مدارس خانواده‌ها باید زمانی را برای گفت وگو با كودك درباره مدرسه اختصاص دهند و تجربه‌های خود از مدرسه را برای وی بیان كنند. یكی از دلایل دلهره كلاس‌اولی‌ها، ترس از ورود به محیط جدید است؛ والدین باید بدانند این ترس طبیعی است و خیلی‌ از افراد حتی در سن بزرگسالی هنگام ورود به محیط جدید دچار اضطراب می‌شوند.
والدین در مواجهه با ترس فرزند كلاس‌ اولی خود باید اجازه دهند وی به تدریج با نگرانی‌های خود كنار بیاید و خود را با موقعیت جدید سازگار كند. در بسیاری موارد علت نگرانی كودك بسیار ساده است و مثلا به این می‌اندیشد كه مدرسه چگونه مكانی است؟ و والدین باید به این نگرانی‌های كودك پاسخ دهند.
به والدین توصیه می‌شود چند روز پیش از آغاز مدارس فرزند خود را به مدرسه ببرند تا با محیط آشنا شود. همچنین مسوولان مدارس می‌توانند والدین و دانش‌آموزان را چند روز قبل به مدرسه دعوت كنند تا كلاس‌ اولی‌ها با محیط مدرسه و دوستان جدید خود آشنا شوند. دلیل نگرانی برخی كلاس‌اولی‌ها نیز"اضطراب جدایی" است، به این معنی كه كودك نگران است كه مبادا هنگامی كه در مدرسه است، برای والدین او مشكلی پیش بیاید و او دیگر نتواند پدر و مادر خود را ببیند. برای حل این مشكل خانواده‌ها می‌توانند فعالیت‌های روزانه خود را برای كودك شرح بدهند تا او اطمینان حاصل كند كه پس از پایان مدرسه والدین خود را دوباره می‌بیند.
در برخی موارد لازم است در روزهای ابتدایی آغاز مدارس، والدین هنگام بازگشت كودك از مدرسه با خوشرویی با وی برخورد كنند و برای او جایزه بخرند و از اینكه با دقت به درس‌ها توجه كرده از او تشكر كنند. موضوع دوست و دوست‌یابی، یكی دیگر از نگرانی‌های كلاس‌اولی‌ها است. كلاس‌اولی‌ها در روزهای ابتدایی بازگشایی مدارس احساس تنهایی می‌كنند، در چنین شرایطی والدین وظیفه دارند ویژگی‌های یك دوست خوب و همچنین نحوه دوست‌یابی را برای كودك توضیح دهند.

والدین باید مسیر تردد كودك به مدرسه را برای او تشریح كنند و طبیعی است كه اگر والدین به این نكات توجه كنند، بهداشت روانی كودك حفظ می‌شود و در نتیجه عملكرد تحصیلی وی نیز مثبت خواهد بود. تهیه لباس و كیف نو برای كودك نیز از دیگر مواردی است كه موجب تشویق وی به مدرسه رفتن می‌شود و در نتیجه وابستگی كودك به مدرسه افزایش می‌یابد.
به والدین توصیه می‌شود خوراكی مورد علاقه كودك را در كیف او بگذارند، زیرا این كار موجب می‌شود كودك حس خوبی داشته باشد و در مدرسه گرسنه نشود. تغذیه كلاس‌ اولی‌ها اهمیت بسیاری دارد و والدین باید صبحانه مورد علاقه كودك را برای او آماده كنند. همچنین مسوولان مدارس بهتر است علاوه بر زنگ تفریح، زمانی را برای تغذیه دانش‌آموزان اختصاص دهند و در این زمان نیز كودك غذایی از جنس صبحانه كه همراه خود آورده را میل كند. تحقیقات علمی نشان داده عملكرد ذهن كودكان با خوردن صبحانه ارتباط مستقیم دارد.

 

 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 شهریور 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

tavoooos 2 عکس هایی جالب از زیباترین طاووس جهان

بقیه در ادامه مطلب

 

 عکس هایی جالب از زیباترین طاووس جهان

tavoooos 1 عکس هایی جالب از زیباترین طاووس جهان





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

 

1019 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1020 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1021 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1022 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1023 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1024 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1025 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1040 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1039 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1037 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1038 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1036 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1035 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1034 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1033 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1032 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1030 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1031 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1029 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1028 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1027 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)

 

1026 تصاویر جالب از ساختمان های عجیب (سری 1)





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

اگه تونستی موسو ببری رو دماغ طرف


البته باید اول رو عکس کلیک کنی





نوشته شده در تاریخ جمعه 17 شهریور 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد


اگر عزیزی را گم كرده باشید، چه می كنید؟
آسوده و بی خیال می نشینید تا كم كم فراموشش كنید؟
یا برای یافتن او همه تلاش خود را به كار می برید.

 





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 شهریور 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

.مراسم خواستگاری با نگاهی طنز......................

.

.

.

.

.

.

.

.

 تصاویری طنز و خنده دار از آداب و رسوم ازدواج تصاویری طنز و خنده دار از آداب و رسوم ازدواج تصاویری طنز و خنده دار از آداب و رسوم ازدواج تصاویری طنز و خنده دار از آداب و رسوم ازدواج تصاویری طنز و خنده دار از آداب و رسوم ازدواج تصاویری طنز و خنده دار از آداب و رسوم ازدواج تصاویری طنز و خنده دار از آداب و رسوم ازدواج تصاویری طنز و خنده دار از آداب و رسوم ازدواج

 

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 شهریور 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

مادر من فقط یک چشم داشت.

 من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود!
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.
یک روز اومده بود دم در مدرسه که منو به خونه ببره خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه؟
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت مامان تو فقط یک چشم داره! فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم. کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد
بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو بخندونی و خوشحال کنی چرا نمیمیری؟
اون هیچ جوابی نداد….
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم!

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم، اونجا ازدواج کردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی
از زندگی، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من.. اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو..
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا، اونم بی خبر! سرش داد زدم: چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟ گم شو از اینجا! همین حالا! اون به آرامی جواب داد: اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم و بعد فوراً رفت و از نظر ناپدید شد.

یک روز یک دعوتنامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

 ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم.
بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون؛ البته فقط از روی کنجکاوی.

 همسایه ها گفتن که اون مرده!

 اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که بدن به من:

ای عزیزترین پسرم،
من همیشه به فکر تو بوده ام..
منو ببخش که به خونت اومدم و بچه ها تو ترسوندم!
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای اینجا.. ولی

 من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم!
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم!
آخه میدونی …

 وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی

 به عنوان یک مادر نمییتونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم؛
بنابراین مال خودم رو دادم به تو..

 برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه..
با همه عشق و علاقه من به تو،
مادرت

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 شهریور 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin

دریافت کد آهنگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic