انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

برگزاری مراسم ویژه سوگواری آغاز ماه محرم در مجتمع........................

همزمان با آغاز ماه ماتم و عزا

با همت و تلاش اعضای انجمن اولیاء و مربیان مراسم ویژه ای در مرکز مجتمع برگزار گردید.

در این مراسم که با تلاوت آیاتی از قرآن مجید آغاز شد.

حجت الاسلام زنگویی با بیان سخنانی آموزنده از امام حسین(علیه السلام) همه را به رعایت اخلاق نیک

و احترام به پدر و مادر و معلم سفارش کردند.

ایشان همه را توصیه نمودند با حضور در مجالس عزا خود را تا سال دیگر بیمه کنند.

در ادامه دانش آموزان به مداحی و سینه زنی پرداخته و در پایان با صرف صبحانه از همه پذیرایی بعمل آمد.

همراهی بفرمایید لطفا.....





نوشته شده در تاریخ شنبه 27 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

 
یکى از معروفترین خاندان‌هاى بزرگ که بیش از سیصد سال در مرکز ایران دانشمندان نامور از آن برخاسته‌اند خاندان «بابویه» است که «صدوق» بزرگترین شخصیت این خاندان به شمار مى‌رود.
فارس: در عهد فتحعلی شاه قاجار در حدود 1238 هجری، مرقد شریف شیخ صدوق(ره) که در اراضی ری قرار دارد، از کثرت باران خراب شد. در این هنگام بود که پیکر سالم «رئیس المحدّثین» پس از 800 سال خودنمایی کرد.

در ادامه معرفی مفاخر و بزرگان شیعه، در این شماره زندگی و آثار شیخ صدوق تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

در چهار شماره پیشین «ابن‌فهد حلی»، «سید بن طاووس»، «سید بحرالعلوم» و «شیخ مفید» معرفی شده‌اند.


ولادت شیخ صدوق به دعا و پیش‌بینی امام زمان (عج)

«شیخ صدوق» که نام کاملش محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى است در سال 305 (و به نقلی 306) هجرى قمرى، در خاندان علم و تقوى، در شهر قم دیده به جهان گشود.

شیخ طوسى جریان ولادت وى را چنین نقل کرده: على بن بابویه (پدر شیخ صدوق) با دختر عموى خود ازدواج کرده بود؛ ولى از او فرزندى به دنیا نیامد. او در نامه‏اى از حضور شیخ ابو القاسم، حسین بن روح تقاضا کرد تا از محضر حضرت بقیة الله عجل الله تعالى فرجه بخواهد براى او دعا کند تا خداوند اولاد صالح و فقیه به او عطا نماید.

پس از گذشت مدتى از ناحیه آن حضرت این گونه جواب رسید: «تو از این همسرت صاحب فرزند نخواهى شد؛ ولى به زودى کنیزى دیلمیه نصیب تو مى‏شود که از او داراى دو پسر فقیه خواهى شد.»

شیخ صدوق نیز، جریان ولادت خود را که با تقاضاى کتبى پدرش از محضر امام زمان عجل الله تعالى فرجه و دعاى آن حضرت بوده، در کتاب کمال الدین به صورت حدیث آورده و مى‏افزاید:

هرگاه ابو جعفر محمد بن على الاسود مرا مى‏دید که براى فرا گرفتن علم و دانش به محضر استاد مى‏روم به من مى‏فرمود: «این میل و اشتیاق به علم و دانش که در تو وجود دارد مایه شگفتى نیست؛ زیرا تو به دعاى امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف متولد شده‏اى»

خاندان شیخ صدوق ‏

یکى از معروفترین خاندان‌هاى بزرگ که بیش از سیصد سال در مرکز ایران دانشمندان نامور از آن برخاسته‌اند خاندان «بابویه» است که «صدوق» بزرگترین شخصیت این خاندان به شمار مى‌رود.

«بابویه» جد اعلاى صدوق است و اولین کسی که از این خاندان لقب «ابن بابویه» گرفت پدر صدوق یعنى على بن حسین بن بابویه است.

پدر شیخ صدوق خود از دانشمندان به نام شیعه بوده و بیش از یکصد کتاب در موضوعات مختلف نگاشته است. وى پیشواى شیعه در قم و اطراف آن در زمان خود بوده و در عصر امام حسن عسکرى علیه‌السلام و غیبت صغرى حضرت ولى عصر(عج ) و در عهد نیابت خاصه حسین بن روح مى‌زیست.

این عالم بزرگ و وارسته و پارسا در قم مغازه‌اى داشت که در کنار کارهاى علمى بخشى از وقت خود را به کسب و کار مى‌پرداخت و با درآمد آن مخارج زندگى خویش را تامین مى‌کرد اما در حقیقت او دانشمندى بزرگ بود که نه تنها در مجامع علمى آن روز از مقام و منزلت علمى بالایى برخوردار بود هم اکنون نیز مورد احترام دانش پژوهان و اساتید بزرگ علوم اسلامى است.



شخصیت علمى شیخ صدوق‏

شیخ صدوق از بزرگترین شخصیت‏هاى جهان اسلام و شیعه و از برجسته‏ترین چهره‏هاى درخشان علم و فضیلت است.

او که نزدیک به عصر ائمه علیهم‏السلام مى‏زیست، با جمع‏آورى روایات اهل بیت علیهم‏السلام و تالیف کتاب‏هاى نفیس و با ارزش، خدمات ارزنده و کم‏نظیرى به اسلام و تشیع کرد.

شیخ صدوق بیش از بیست سال از دوران پر برکت حیات پدر را درک کرد و در این مدت از محضر پدر و سایر علماى قم کسب علم و حکمت کرد.

وی در سن 22 یا 23 سالگى بود که پدرش دار فانى را وداع کرد. از آن پس وظیفه سنگین نشر احادیث آل محمد صلى الله علیهم اجمعین و هدایت امت به عهده وى قرار گرفت و دوران جدیدى از زندگى او آغاز شد.

عصر حدیث

عصر شیخ صدوق را باید عصر حدیث نامید. دوره‌اى که با حرکت علمى شیخ کلینى آغاز شد و با تلاش‌هاى پیگیر و بى‌وقفه شیخ صدوق ادامه یافت.

شیخ کلینى که او نیز از کلین به رى هجرت کرد و در آنجا کتاب «کافى» اولین کتاب از مجموعه چهارگانه روائى شیعه - را نگاشت، با این حرکت علمى جدید، مکتب حدیث نگارى اهل بیت علیهم‌السلام را پى نهاد که دیگران از جمله شیخ صدوق، بناى مستحکم ضبط و نشر حدیث را بر آن بنیاد نهادند.

شیخ صدوق براى ادامه راهى که کلینى در آن قدم نهاده بود سفرهاى علمى خود را آغاز کرد.

سفرهاى علمى شیخ صدوق

عشق به جمع آورى احادیث در وجود شیخ صدوق موج مى‌زد و حفظ و حراست از سخنان پیشوایان دینى و نشر و توزیع آنها را سرلوحه کار خود قرار داده بود و براى رسیدن به این هدف، از بلخ و بخارا تا کوفه و بغداد و از آنجا تا مکه و مدینه سفر کرد و به تمام مراکز اسلامى آن زمان - اعم از شیعه و سنى – سر زد و چه بسیار که در این سفرها با مشکلات فراوانى مواجه شد ولى همه را به جان خرید و غم غربت را تحمل کرد.

وی به هر شهرى وارد مى‌شد به دنبال نخبگان مى‌گشت و از دانش آنان بهره مى‌گرفت و نیز علاقه‌مندان علوم دینى را از منبع سرشار اندوخته‌هاى خود سیراب مى‌کرد.

در ماه رجب سال 352 قمری به قصد زیارت امام رضا علیه‌السلام به مشهد رفت و سپس به رى بازگشت.

در ماه شعبان همان سال سفرى به نیشابور کرد که از مهمترین شهرهاى خطه خراسان در آن روزگار بوده است. در آن شهر اهالى آنجا گرداگرد او را گرفتند و وى با بحثهاى روشنگرانه خود تشتت فکرى عجیبى که نسبت به غیبت امام مهدى موعود (عج) در میان آنها رواج داشت، از بین برد.

علاوه بر آن از عده‌اى از بزرگان آن دیار حدیث شنیده و نقل کرده است از جمله حسین بن احمد بیهقى، ابوالطیب حسین بن احمد و عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب.

در مرو نیز از گروهى دیگر از محدثان حدیث شنیده و نقل کرده است. از جمله محمد بن على شاه فقیه و ابو یوسف رافع بن عبدالله بن عبدالملک.

سپس به بغداد مسافرت کرد و در همان سال از عده‌اى دیگر از بزرگان بغداد نیز حدیث شنید از جمله حسین بن یحیى علوى، ابراهیم بنى هارون و على بن ثابت.

در سال 354 وارد کوفه شد و از مشایخ آنجا استماع حدیث کرد. از جمله محمد بن بکران نقاش، احمد بن ابراهیم بن هارون، حسن بن محمد بن سعید هاشمى، على بن عیسى، حسن بن محمد مسکونى و یحیى بن زید بن عباس بن ولید.

در آن سال براى زیارت بیت الله الحرام و انجام مناسک حج عازم حجاز شد و در بین راه در همدان از قاسم بن محمد بن احمد بن عبدویه و فضل بن فضل بن عباس کندى و محمد بن فضل بن زیدویه جلاب حدیث شنیده و نقل کرده است.

پس از اعمال حج در راه بازگشت از سفر، بین راه مکه در منطقه فید از احمد بن ابى جعفر بیهقى روایت دریافت کرد.

بار دیگر در سال 355 به بغداد وارد شد و شاید این امر پس از بازگشت از زیارت خانه خدا بوده است.

از کتاب «المجالس» صدوق بر مى‌آید که دوبار دیگر به زیارت مشهد رفته است یک بار در سال 367 که در آنجا بر سید ابى البرکات على بن حسین حسینى و ابى بکر محمد بن على، حدیث خواند و قبل از محرم سال 368 به رى بازگشت.

بار دیگر آنگاه که قصد سفر به ماوراء النهر داشت در بین راه از مشهد به بلخ مسافرت کرد و از بزرگان آن دیار بهره گرفت. از جمله حسین بن محمد اشنانى رازى، حسین بن احمد استرآبادى، حسن بن على بن محمد بن على بن عمرو العطار، حاکم ابو حامد احمد بن حسین و عبیدالله بن احمد فقیه.

و در ایلاق نیز نزد محمد بن عمرو بن على بن عبدالله بصرى و محمد بن حسن بن ابراهیم کرخى و ... حدیث شنید و در همین روستا بود که شریف الدین ابوعبد الله محمد بن حسن معروف به «نعمت» از او خواست تا کتاب «من لا بحضره الفقیه» را بنگارد.


از آنجا عازم سرخس شد و آنگاه به سمرقند و فراعنه رفت.

در پى سفر به گرگان نیز از ابى الحسن محمد بن قاسم استر آبادى استماع حدیث کرده است.

به هر حال بیشترین فرصت و زحمت وى صرف جمع آورى و تدوین و تبویب و نشر احادیث و نگارش کتب مختلف شد و این امر جز با تسلط او بر رشته‌هاى علمى مربوطه محقق نمی‌شود.

تبویب و تدوین حدیث با توجه به موقعیت زمانى شیخ صدوق و نبود یا کمبود امکانات نگارشى و تحقیقى در آن عصر، حاکى از تلاش طاقت فرساى او است.

شیخ صدوق با کار ابتکارى خود در تنظیم آثار معصومین علیه السلام چشمه سارى را جارى ساخت که نسل‌هاى آینده توانستند از جویبار روان و زلال نیازهاى علمى و دینى بشریت را مرتفع سازند.

 

 

 

سخن بزرگان‏ درباره شیخ صدوق


شیخ طوسى مى‏گوید: «او دانشمندى جلیل القدر و حافظ احادیث بود. از احوال رجال، کاملا آگاه و در سلسله احادیث، نقادى عالى مقام به شمار مى‏آمد. بین بزرگان قم، از نظر حفظ احادیث و کثرت معلومات مانند نداشت و در حدود سیصد اثر تالیفى از خود به یادگار گذاشته است.»

نجاشى از علمای برجسته و بزرگ علم رجال مى‏نویسد: «ابو جعفر (شیخ صدوق) ساکن رى، فقیه و چهره برجسته شیعه در خراسان است، او به بغداد نیز وارد شد و با این که در سن جوانى بود همه بزرگان شیعه از او استماع حدیث مى‏کردند.»

سید ابن طاووس او را چنین وصف کرده است: «شیخ ابو جعفر محمد بن على بن بابویه، کسی که دانش و درستکارى او مورد اتفاق و در گفتار مورد اطمینان کامل است.»

علامه بحرانى مى‏گوید: «جمعى از اصحاب ما، از جمله علامه در «مختلف»، شهید در «شرح ارشاد» و سید محقق داماد، روایات مرسله صدوق را صحیح مى‏دانند و به آنها عمل مى‌کنند ؛ زیرا همان گونه که روایات مرسله ابن ابى عمیر پذیرفته شده، روایات مرسله صدوق هم مورد قبول واقع شده است.»

شیخ بهایی لقب «رئیس المحدّثین و حجةالاسلام» را برای او برگزیده است.


هنگامی که از شیخ بهایی در مورد شیخ صدوق سؤال شد وی پس از توثیق و مدح و ثنای شیخ صدوق گفت: پیش از اینها از من پرسیدند بین زکریای بن آدم و صدوق کدامیک از دیگری افضل و بالاتر است، من گفتم: زکریای بن آدم، زیرا اخبار بسیار در مدح او رسیده. بعد از این سؤال و جواب، شیخ صدوق را در عالم رؤیا دیدم به من فرمود از کجا ظاهر شد بر تو برتری زکریای‌ بن ‌آدم از من؟ این جمله را فرمود و از من اعراض کرد.

سید بحرالعلوم می‌گوید: «شیخ صدوق، بزرگ بزرگان و استاد راویان شیعه و ستونی از ستونهای شریعت اسلام و پیشوای محدثان است و در آنچه از امامان شیعه علیهم‌السلام نقل می‌کند؛ راست گفتار. او به دعای حضرت صاحب الامر علیه‌السلام به دنیا آمده و همین فضیلت و افتخار بزرگ او را بس»

استادان شیخ صدوق

1 - على بن حسین بن موسى بن بابویه قمى‏ (پدر شیخ صدوق)

2 - محمد بن حسن بن احمد بن ولید

3 - حمزة بن محمد بن احمد بن جعفر بن محمد بن زید بن على علیه‏السلام‏

4 - ابو الحسن، محمد بن قاسم‏

5 - ابو محمد، قاسم بن محمد استرآبادى‏

6 - ابو محمد، عبدوس بن على بن عباس گرگانى‏

7 - محمد بن على استرآبادى‏

شاگردان شیخ صدوق‏

1 - برادرش حسین بن على بن موسى بن بابویه قمى‏

2 - شیخ مفید (محمد بن محمد بن نعمان)

3 - شیخ ثقة الدین حسن بن حسین بن على بن موسى بن بابویه، برادرزاده صدوق‏

4 - على بن احمد بن عباس، پدر شیخ نجاشى‏

5 - ابو القاسم، على بن محمد بن على خزاز

6 - ابن غضائرى، ابو عبدالله، حسین بن عبید الله بن ابراهیم‏

7 - شیخ جلیل، ابو الحسن، جعفر بن حسین حسکه قمى، (استادِ شیخ طوسى)‏

8 - شیخ ابو جعفر، محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوریستى

9 - ابو زکریا، محمد بن سلیمان حمرانى‏

10 - شیخ ابو البرکات، على بن حسن خوزى‏

تالیفات شیخ صدوق ‏

از جمله تألیفات ایشان است:

1 - من لا یحضره الفقیه‏

مشهورترین و بزرگترین کتاب صدوق همین کتاب است که یکى از کتب اربعه روایى شیعه به شمار مى‌رود.

این کتاب در بردارنده نزدیک به شش هزار حدیث است که بر اساس‍ موضوعات مختلف فقهى تدوین شده است.

شیخ صدوق در مقدمه کتاب نوشته است: «من نخواستم مانند سایر مصنفان روایاتى را که در هر موضوع رسیده است ثبت کنم بلکه در این کتاب روایاتى را آورده‌ام که بر اساس آن فتوا مى‌دهم و آنها را صحیح مى‌دانم و معتقد به صحت آنها هستم و میان من و پروردگار حجت است.»

مرحوم مامقانى به نقل از علامه طباطبایى (سید بحر العلوم) مى‌نویسد: «برخى از اصحاب، روایات کتاب (الفقیه) را بر سایر کتب اربعه به چند دلیل ترجیح مى‌دادند؛ اول: برخوردارى مؤلف از حافظه‌اى قوى که سبب ضبط بهتر روایات است. دوم: استوارى وى در نقل روایات. سوم: متاخر بودن کتاب «من لایحضره الفقیه» از «کافى» و چهارم: صدوق صحت آنچه در این کتاب آورده را ضمانت کرده است. پنجم: هدفش تنها نقل روایت نبوده بلکه به آنچه نقل کرده فتوا داده است.

2 - «مدینة العلم»‏ کتاب با عظمتی که به دست ما نرسید

شاید بتوان گفت مهمترین کتاب شیخ صدوق که خود نیز از آن یاد کرده و تا زمان پدر شیخ بهایى مورد استفاده عالمان دینى بوده کتاب «مدینة العلم» است که متاسفانه مفقود شده است و با کمال تاسف به دست ما نرسیده است.

بنا به نوشته ابن شهر آشوب در کتاب معالم العلماء کتاب مدینة العلم، ده جلدى و «من لا یحضره الفقیه» چهار جلدى است و از این نوشته معلوم مى‌شود که «مدینة العلم» بیش از دو برابر «من لا یحضره الفقیه» بوده است.

شیخ طوسى، شیخ منتجب الدین و دیگران از این کتاب به عنوان یکى از مهمترین تالیفات شیخ صدوق یاد کرده‌اند و بسیارى از بزرگان دین از کتاب «مدینة العلم» روایت کرده‌اند.

شیخ حسین بن عبدالصمد حارثى (پدر شیخ بهایی) در کتاب درایه‌اش نوشته است: «پایه‌ها و اصول معتبر حدیث ما پنج کتاب است: کافى، مدینة العلم، من لا یحضره الفقیه، تهذیب و استبصار»

علامه مجلسى و دیگران تلاشهای فراوان و اموال زیادى صرف یافتن این کتاب کردند ولى اثرى از آن به دست نیاوردند.

3 - کمال الدین و تمام النعمة

شیخ صدوق این کتاب را در اواخر عمرش تالیف کرده است. در آن عصر از طرف فرقه اسماعیلیه که نفوذ بسیار داشتند و از سوى فرقه زیدیه و طرفداران جعفر کذاب و پیروان زیادى از اهل تسنن ایرادهایى به فرقه امامیه وارد مى‌شد و آنان بدین وسیله اذهان مردم را مشوش مى‌کردند.

از این نظر شیخ صدوق کتاب «کمال الدین» را تالیف کرد. او در اول این کتاب اشکالات مخالفین را نقل مى‌کند و به آنها پاسخ مى‌دهد و به خوبى از عقیده امامیه دفاع کرده به طور تفصیل درباره قائم آل محمد (عج ) بحث مى‌کند.

خواب دیدن شیخ صدوق و سفارش امام زمان به وی

شیخ صدوق در مقدمه این کتاب می‌نویسند به دلیل حیرانی شیعیان در امر غیبت، اندوهگین بودم تا این که شبی در عالم خواب حضرت ولی عصر(عج) را دیدم که بر در خانه کعبه ایستاده است و من، با دلی مشغول و حالی پریشان، به او نزدیک شدم. آن حضرت، در چهره من نگریست و راز درونم را دانست. بر او سلام کردم و پاسخم را داد. سپس فرمود: «چرا در باب غیبت کتابی تألیف نمی‌کنی تا اندوهت را زایل سازد؟» عرض کردم: «یا ابن رسول اللَّه! درباره غیبت چیزهای تالیف کرده‌ام». فرمود: «نه به آن طریق. اکنون تو را امر می‌کنم که درباره غیبت، کتابی تألیف کنی و غیبت انبیا را در آن بازگویی».

از خواب برخاستم و تا طلوع فجر به دعا و گریه و درد دل و شکوه پرداختم. چون صبح دمید، تألیف این کتاب را آغاز کردم.

4 - التوحید

5 - الخصال‏

6 - معانی الأخبار

7 - عیون أخبار الرضا علیه‏السلام‏

8 - الأمالی‏

9 - المقنع فی الفقه‏

10 - الهدایة بالخیر

 

 

 

وفات‏ شیخ صدوق

این عالم بزرگ اسلام و شیعه، پس از عمرى پر برکت در سال 381 هجرى دیده از جهان فانى فرو بست و به سراى باقى شتافت.

وفات او در شهر رى بود و با این حادثه عظیم و تاسف بار، غبار غم و سراسر عالم تشیع را فرا گرفت و عاشقان مکتب اهل بیت علیهم‌السلام در میان اندوه و اشک، پیکر مطهر وى را تشییع کردند و در نزدیکى مرقد حضرت عبدالعظیم حسنى (در شهر رى) به خاک سپردند.

جسد سالم شیخ صدوق بعد از هشتصد سال

حادثه‌اى در حدود سال 1238 قمری اتفاق افتاد که عظمت و اعتبار صدوق(ره) نزد زائران حرمش بیشتر معلوم شد و ارادت آنان نسبت به وى دو چندان گشت که شرح آن واقعه مطابق نقل علامه خوانساری در کتاب روضات الجنات بدین گونه است؛

«از کرامات صدوق که در این اواخر به وقوع پیوست و عدّه کثیری از اهالی شهر، آن را مشاهده کرده‌اند، آن است که در عهد فتحعلی شاه قاجار در حدود 1238 هجری مرقد شریف صدوق که در اراضی ری قرار دارد از کثرت باران خراب شد و رخنه‌ای در آن پدید آمد.

به جهت تعمیر و اصلاح آن اطرافش را می‌کندند پس به سردابی که مدفنش بود برخوردند، هنگامی که وارد سرداب شدند، با جسدی عریان و مستورالعوره مواجه شدند که در انگشتانش اثر خضاب و در کنارش تارهای پوسیده کفن به شکل فتیله‌ها بر روی خاک قرار گرفته است.

این خبر به سرعت در تهران منتشر شد و به گوش سلطان وقت رسید، وی با جمعی از بزرگان و امنای دولت به جهت مشاهده حضوری به محل آمدند. جمعی از علما و اعیان دولت داخل سرداب شدند و صدق قضیه را به رأی العین مشاهده کردند. پس از آن وی دستور تعمیر و تجدید بنا و تزئینات آن بقعه را صادر کرد.»

صاحب روضات که در آن زمان 12ساله بوده می‌نویسد: «من خودم بعضی از افراد را که در آن واقعه حضور داشتند، ملاقات نموده‌ام.

علامه مامقانی، صاحب تنقیح المقال، همین قضیه را نقل نموده و اضافه می‌‌کند:

چهل سال پیش سند صحیح از سید ابراهیم لواسانی (متوفای 1309ه‍ ق) که از علمای بزرگ تهران بود برای من نقل شد که وی به چشم خود جسد مطهر را به همان حال که ذکر شد، مشاهده کرده است.

یکی دیگر از شاهدان قضیه، حکیم وارسته آقا علی مدرّس زنوزی، متوفای 1307 هجری قمری، است.

علامه مدرس زنوزی، فیلسوف و اهل منطق و استدلال است و چنانکه می‌دانیم چنین افرادی نوعاً تحت تأثیر شایعات و توهمات قرار نمی‌گیرند و هر شنیده‌ای را به سادگی باور نمی‌کنند بلکه برای اثبات هر قضیه‌ای دنبال دلیل و مدرک علمی و قطعی می‌گردند، وی خود یکی از شاهدان و ناقلان این کرامت است.




نوشته شده در تاریخ جمعه 26 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

یا رب نکند به زخمم آگاه کنی این گمشده را دوباره گمراه کنی افتاده ام از پا نکند دستم را از دامن اهل بیت کوتاه کنی

بر اساس فرمایش قرآن كریم خداوند صاحب فضل و رحمت است: رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَة «انعام 147» پروردگار شما صاحب رحمتى گسترده است‏. خداوند بندگان و مخلوقات خود را دوست دارد چنانچه یكی از اسمای الهی اسم شریف محب می باشد؛ چنین خدایی به هیچ عنوان برای بندگان خود قهر نمی كند مگر اینكه بنده خود این چنین بخواهد، خدواند سبحان مبرا از قهر و غضب است بلكه بالعكس رحمت واسعه خدای تبارك و تعالی تمامی موجودات را فرا گرفته، چنین موجودی كه عین رحمت و رحمه للعالمین است به یقین قهر و غضب (به معنی مصطلح) در مورد ذات حضرت حق صدق نمی كند.

 

قهر و غضب یا عفو خداوند؟!

هم قهر لازم است و هم عفو، ماشین هم ترمز و هم گاز دارد، هم بادام تلخ و هم بادام شیرین داریم. درتمام دنیا هم زندان هست و هم تشویق. در مواردی مهر کارساز است و در مواردی مهر ضرر دارد. ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان.

اصل قرآن بررحم است ولی در جایی می فرماید که بر ستمکار رحم نکنید. خدا وجود زن را لطیف خلق کرده است و وجود لطیف به درد قضاوت نمی خورد. زیرا قاضی نیاز به خشونت دارد ولی زن نمی تواند اینها را تحمل کند و تحت عواطف است.

انسان نباید مایوس بشود. فردی پرده ی کعبه را گرفته بود و می گفت که ای خدا من را ببخش البته می دانم که من را نمی بخشی. می گفت که من جزو لشکر عمر سعد هستم. حضرت فرمود: گناه یأس تو از شرکت در لشگر یزید بیشتر است. اسلام بن بست ندارد. مثلا من می خواهم افطاری بدهم ولی مشکلات زیادی دارم. اگر خدا بداند که او راست می گوید ثواب آن افطاری را به او می دهد.

منظور از قهر الهی چیست؟

قهر و غضب در انسان حالتى است كه در اثر عوامل مخصوصى به فرد عارض مى‏شود و آن توأم با تأثر و تغییر حالت است. می دانیم كه ذات بارى تعالى ثابت و نا متغیر است. پس باید دید مراد از غضب خدا كه در بسیارى از آیات آمده است چیست؟

اثر گناه دوری از رحمت واسعه خداوند است وقتی بنده ای از بندگان خداوند از دستور حضرت حق سرپیچی می كند اثرش دوری از رحمت خداست نه اینكه خداوند خود بخواهد بر آن فرد غضب كند بلكه اثر گناه دوری فرد از رحمت واسعه الهی است

شخصی در مورد ایه وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوى (81 /طه) از امام باقر علیه السلام سوال کرد که منظور از غضب خدا چیست؟

حضرت در جواب ایشان فرمودند : غضب خدا همان عقاب الهی است ( که آثار گناهان خود شخص می باشد ) و هرکس که بگوید خدا از حالتی به حالت دیگر تغییر کرده است صفت مخلوق را به خداوند نسبت داده است. ( اصول کافی / ج1 / ص110)

در تفاسیر نیز ذیل آیه شریفه 39 سوره فاطر به این مطلب اشاره شده است: این نكته نیز لازم به یادآورى است كه خشم و غضب در مورد پروردگار نه به آن معنى است كه در مورد انسانها مى‏باشد، زیرا خشم در انسان یك نوع هیجان و برافروختگى درونى است كه سرچشمه حركات تند و شدید و خشن مى‏شود، و نیروهاى وجود انسان را براى دفاع، یا گرفتن انتقام، بسیج مى‏كند، ولى در مورد پروردگار هیچ یك از این مفاهیم كه از آثار موجودات متغیر و ممكن است وجود ندارد، بلكه خشم الهى به معنى برچیدن دامنه رحمت و دریغ داشتن لطف از كسانى است كه مرتكب اعمال زشتى شده‏اند. (تفسیر نمونه / ج18 / ص284)

یادمان باشد آن چه که از خداوند به ما می رسند نعمت است و قهر و غضب الهی نتیجه اعمال خودمان است.

قیامت
چه موقع خدا قهرش می گیرد؟

وَ قالُوا لَن تَمَسَّنا النّارُ اِلّا اَیّامًا مَعدُودَهً قُل اَتَّخَذتُم عِندَاللهِ عَهدًا فَلَن یُخلِفَ اللهَ عَهدَهُ اَم تَقُولُنَ عَلی اللهِ ما لا تَعلَمُونَ ( آیه  80 سوره بقره )

و یهود گفتند جز چند روزی محدود هرگز آتش دوزخ به ما نخواهد رسید، بگو آیا پیمانی از نزد خدا گرفته اید که البته خداوند هرگز خلاف پیمان خود نمی کند، یا اینکه بر خداوند چیزی را نسبت می دهید که به آن علم ندارید؟

یکی از مهمترین عواملی که باعث شد قوم یهود به غضب خداوند گرفتار شود این موضوع بود که آنها نژاد یهود را نژاد برتر و بهشت را در انحصار خود می دانستند و بر این عقیده بودند که اگر ما گناهکار هم باشیم عذاب نمی شویم و اگر هم عذاب شویم مدت آن بسیار محدود است، چون ما یهودی هستیم و خداوند این قوم را برتر از باقی قوم ها قرار داده و برای این قوم در روز جزا ارزش و امتیاز قائل است.

اما خداوند در قرآن کریم بر این طرز فکر غلط آنها خط قرمزی می کشد و می فرماید همه در برابر قانون خداوند در روز جزا یکسانند و خداوند برای هیچ قومی تبعیض قائل نیست. و وعده و پیمانی برای نجات قومی خاص نداده است.

کسانی که فکر می کنند با قومیت و نژادشان می توانند وارد بهشت شوند مورد غضب خداوند هستند، چون خداوند را محکوم به تبعیض نژادی می کنند و در توهم و خیالی باطل به سر می برند، چرا که عاقبت به خیری ایمان و عمل صالح است نه قومیت و نژاد.

 

سوال مهم؛ آیا ما در تفکراتمان این خرافه را نداریم؟؟؟

(ما مسلمانها به جهنم نمی رویم و اگر هم برویم بعد از مدتی محدود خارج می شویم چون از امت رسول خدا هستیم!!!) ناآگاهی از معرف دینی و قرآن سبب نسبت دادن خرافات به دین است.

پس بدانیم که امتیاز طلبی و قوم برتر بینی آرزوی خام و خیالی باطل است و کسانی که با این تفکرات زندگی می کنند مغضوب خداوند هستند، چرا که بهشت به قومیت کسی داده نمی شود، بلکه ایمان به خدا و انجام عمل صالح لازم است.

کسانی که به بهانه مسلمان بودن نسبت به دستورات خدا بی تفاوتند و امید این را دارند که روز جزا به خاطر نژادشان وارد بهشت می‌شوند، بدانند که مورد غضب خداوند هستند و بد جزایی در انتظار آنهاست.

تقوا

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: در نزد خداوند متعال تو از سرخ پوست و سیاه پوست بهتر نیستی، جز آنکه از او در تقوا برتر باشی. ( اصول کافی جلد 2 )

و یاد کنید آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بر فراز شما بالا بردیم و گفتیم دستوراتی که به شما داده ایم محکم بگیرید و گوش دهید و عمل کنید اما آنان گفتند شنیدیم و نافرمانی کردند.( آیه 93 سوره بقره)

 

بی تفاوتی نسبت به دستورات خدا

اما دومین عاملی که باعث شد قوم یهود به غضب خداوند گرفتار شود کم ارزش شمردن و بی تفاوتی آنها نسبت به دستورات خدا در تورات بود، خداوند برای اینکه این قوم از اهمیت و ارزش تورات کتاب آسمانی که به آنها هدیه داده بود را گوش زد کند، کوه طور را از جا کند و بالای سر آنها برد و از آنان پیمان گرفت که باید با قدرت و عزمی جزم دستورات او را اجرا کنند اما آنان بعد از این واقعه به تنها چیزی که اهمیت ندادند دستورات خدا در تورات بود.

و کتاب خدا را متروک کردند، از این رو خداوند آنها را لعن کرد و آنها به غضب خدا گرفتار شدند.

آیا ما از انحرافات و اشتباهات قوم یهود (نژاد پرستی و متروک کردن کتاب آسمانی) عبرت می گیریم یا ما هم روزی به حسرتی که آنان دچار شدند، دچار می شویم؟؟؟

در قرآن داریم: اگر شما نیکوکار باشید رحمت خدا شامل حال شما می شود. گاهی افرادی غم دیگران برایشان مهم نیست، این فرد نیکوکار نیست. کسی که خیرخواهی می کند، خدا دست فرزند او را در حوادثی می گیرد.

دومین عاملی که باعث شد قوم یهود به غضب خداوند گرفتار شود کم ارزش شمردن و بی تفاوتی آنها نسبت به دستورات خدا در تورات بود، خداوند برای اینکه این قوم از اهمیت و ارزش تورات کتاب آسمانی که به آنها هدیه داده بود را گوش زد کند، کوه طور را از جا کند و بالای سر آنها برد و از آنان پیمان گرفت که باید با قدرت و عزمی جزم دستورات او را اجرا کنند اما آنان بعد از این واقعه به تنها چیزی که اهمیت ندادند دستورات خدا در تورات بود

همه چیز در زندگی به هم ربط دارد!

در زندگی همه چیز به یکدیگر ربط دارد. یک زمانی شما می توانید کاری بکنید ولی نمی کنید و می گویید که به من ربطی ندارد، این نیکوکاری نیست. کسی که چاه می کند اول خودش در آن می افتد. ما باید قلب مان را درست کنیم. در قرآن خدا تا پنج مورد مثل خورشید و ماه و... قسم خورده است ولی در مورد خودسازی یازده قسم خورده است که اگر خودت را پاکسازی کردی، رستگار می شوی.

ما باورنمی کنیم که بخشی از تلخی ها بخاطر خودمان است یعنی من ندادم و خدا از من گرفت. در قرآن نمونه های زیادی داریم. باغی میوه های زیادی داشت و صاحب باغ مقداری از آنرا به فقرا می داد.  صاحب باغ فوت کرد و بچه های باغبان برای اینکه به فقرا میوه ندهند دیوار کشیدند تا آنها را سحر بچینند ولی صبح که آمدند دیدند که باغ خاکستر شده است .ارحم ترحم: رحم کنید تا به شما رحم کنند.

 

نتیجه اینكه:

قهر و غضب با معنی مصطلح در عرف ما انسان ها متفاوت است، غضب در انسان توأم با تغییر و تحول در اخلاق و رفتار انسان می شود اما در خداوند چون تغییر و تحول و تاثیر و تاثر معنی ندارد به معنی عقاب الهی است، عقاب الهی نیز همان آثار گناهان خود شخص است؛ هر گناهی كه انسان مرتكب می شود اثر خاصی دارد كه در وجود و روح او می گذارد این اثر عقوبت الهی است كه متصف به قهر الهی می شود همچنانكه در این دنیا برخی اعمال آثار بدی بر وجود انسان می گذارند. می دانیم كه فرو بردن سوزن در چشم مساوی است با كوری و تاریكی كه اثر فرو رفتن سوزن در چشم كوری است، در این جا نیز اثر گناه دوری از رحمت واسعه خداوند است وقتی بنده ای از بندگان خداوند از دستور حضرت حق سرپیچی می كند اثرش دوری از رحمت خداست نه اینكه خداوند خود بخواهد بر آن فرد غضب كند بلكه اثر گناه دوری فرد از رحمت واسعه الهی است.





نوشته شده در تاریخ جمعه 26 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

 

چرا زن و مرد در همه زمینه ها چه ظاهر و چه خلق و خو و خصوصیات با یكدیگر فرق دارند؟ چرا مثل هم نیستند تا بیشتر با هم سازگاری داشته، راحتر در كنار یكدیگر زندگی كنند و خوشبختتر شوند؟ و...

 معمولاً در ذهن جوانان به خصوص قبل از ازدواج سوالاتی از این دست بسیار رخ می نمایند. آنها به دنبال دلیل این همه تفاوت می گردند و معتقدند كه بسیاری از اختلافات میان زن و مرد در زندگی زناشویی شان به دلیل وجود همین تفاوت ها است.

متخصصین و مشاورین امر ازدواج نیز بر این امر صحه می گذارند كه تفاوت میان زن و مرد عاملی موثر در ایجاد اختلافات زناشویی می باشد با این تفاوت كه آنها معتقدند چون زن و مرد تفاوت های خود با فرد مقابل را درك نمی كنند و به آنها توجه نمی كنند دچار مشكل می شوند.

 از دید آنها یکی از علت های اصلی اختلاف و کشمکش های دائمی بین زن و شوهرها، این است که مردان، زنان را با "ویژگی های خود" ارزیابی می کنند و زنان، مردان را با "مقیاس خود" می سنجند. یعنی مردان توقع رفتارها و ویژگی های مردانه از زنان دارند و زنان انتظار دارند همسرانشان رفتارهایی زنانه داشته باشند. به همین دلیل توجه به برخی از اصول فراموش شده در مورد تمایزهای میان زنان و مردان باعث از بین رفتن بسیاری از اختلافات و درگیری ها و در نتیجه نزدیك تر شدن آنها به یكدیگر می شود.

هر كدام از زن و مرد باید قبل از ازدواج نسبت به ویژگی‌ های خود و جنس مخالف شناخت كامل كسب نمایند. همین خود آگاهی و دیگر آگاهی مسیر رسیدن درك تفاوت ها و تمایزها و حل و مدیریت آنها رد زندگی مشترك را برای زن و مرد هموار می سازد

اصول فراموش شده

-هدف خداوند از خلقت انسان ها در دو قالب كاملاً متفاوت زن و مرد، به دلیل مكمل بودن آنها در كنار هم بوده است. یعنی زن و مرد با همه تفاوتهایشان وقتی در كنار هم قرار می گیرند كمبودهای یكدیگر را جبران كرده و در كنار هم كامل می شوند و تنها در این حالت افراد به سمت حل درست و منطقی مسائل و مشكلاتشان پیش رفته و به موفقیت و سعادت در زندگی زناشویی دست می یابند.

-هر كدام از زن و مرد باید قبل از ازدواج نسبت به ویژگی‌ های خود و جنس مخالف شناخت كامل كسب نمایند. همین خود آگاهی و دیگر آگاهی مسیر رسیدن درك تفاوت ها و تمایزها و حل و مدیریت آنها رد زندگی مشترك را برای زن و مرد هموار می سازد.

-باید به یاد داشته باشیم كه آن چه همیشه به عنوان ویژگی های گروه زنان یا مردان معرّفی می ‌شود نباید در نگاه فرد مقابل عیب و نقص آن گروه محسوب شود. به بیان دیگر نه حساس بودن، كم صبر بودن،‌ جزئی نگر بوده،‌ پر حرف بودن و... برای زنان عیب و نه خشن بودن، كم احساس بودن، كم حرف بودن،‌كلی نگر بودن و ... برای مردان نقص محسوب می شود. پس هرگز در زندگی مشترك به این ویژگی ها به دید نقص و عیب نگاه نكرده و فرد مقابل را همانگونه كه طبیعتش ایجاب  می كند، بپذیرید.

-نكته مهم دیگر آنكه نه تنها افراد باید فرد مقابل را با تمام ویژگی هایش بپذیرند و درك كنند و توقع بیجای از بین بردن آن ویژگی ‌ها در فرد مقابل را در خود نابود سازند بلكه در بعضی موارد باید در توسعه حالات همسرشان نیز تلاش نمایند.

 





نوشته شده در تاریخ جمعه 26 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

ارتباط با بستگان همسر

ازدواج ارتباط دو نفر نیست بلكه به واقع هر كدام از دو نفر بیانگر و نماینده یك فرهنگ و هویت جمعی دیگری كه عبارت از بستگان و نزدیكان زن و شوهرند نیز می‌باشد. سهم زیاد تناسب فرهنگ و تفاهم اجتماعی خانواده‌های زوجین در میزان خوشبختی آنان بر كسی پوشیده نیست. از سوی دیگر وابستگی‌های عاطفی هر یك از زوجین به خانواده خود و جانبداری محبت‌آمیز متقابل از او در مناسبات زندگی مشترك و مشكلاتی كه این مسأله می‌تواند به همراه داشته باشد ضرورت توجه به مهارت‌های ارتباط با بستگان را دوچندان كرده است.
 در موارد فراوانی مشاهده شده است كه زوجین علی‌رغم علاقه‌مندی به هم و وجود تناسب و تفاهمات لازم، به دلیل فشار سنگین بستگان دچار مشكلات فراوانی شده‌اند. در نتیجه مهارت‌یابی در این موضوع دارای ضرورت می‌باشد. در نوشتار حاضر سعی شده است مهارت‌های حل این مسأله كه عمدتاً مبتنی بر آموزه‌های دینی است با نگاهی كاربردی بیان شود.

برای رفت و آمدها و دیدارهایمان برنامه داشته باشیم

اگر قرار باشد زوجین به صورت مشترك و یا به تنهایی به طور مكرر و نامحدود با بستگان خود در ارتباط باشند این آمد و شدها به مرور زمان، منجر به ایجاد مشكلاتی در روابط فامیلی می‌شود.امام علی(ع) می‌فرماید: تدبیر قبل از هر كار سبب ایمنی از لغزش است و كسی كه میانه‌روی داشته باشد، هزینه‌های زندگی بر او آسان و سبك می‌شود. پس اعتدال را با تدبیر و برنامه‌ریزی همراه كنیم.

زوج‌های جوان باید با اتخاذ سیاست‌هایی از قبیل جذاب كردن محیط خانواده خود و قرار دادن برنامه‌های تفریحی مشترك برای خود در طول هفته، تا حد امكان از حجم ارتباط‌های غیرضروری كه ممكن است باعث به وجود آمدن تنش می‌شود، بكاهند.البته فراموش نكنیم كاهش ارتباطات نباید بیش از حد لازم باشد. كاهش رابطه با خانواده همسر اگر بیش از حد نیاز باشد، می‌تواند منجر به این تفكر در نزد آن‌ها شود كه عروس یا داماد، مانع ارتباط فرزند با آن‌ها شده است كه این خود تهدیدی جدی برای زندگی مشترك به حساب می‌آید. امام علی(ع) قطع رحم را عامل نابودی نعمت‌ها و از زشت‌ترین گناهان می‌دانند.

دقت كنیم كه در مورد اختلافاتمان با خانواده‌هایمان صحبت نكنیم

اولین و مهم‌ترین مسأله‌ای كه باید بدانید این است كه هرگز نباید مسایل و اختلاف‌های خود را بدون اطلاع همسرتان با خانواده‌های خود در میان بگذارید زیرا بعد از مدتی شما با همسرتان آشتی می‌كنید اما خانواده‌ها همچنان تصور می‌كنند زندگی شما پر از بدبختی و مشكلات است. مسأله دیگر این است كه وقتی والدین از زندگی شما باخبر می‌شوند، ناخودآگاه رفتارشان با همسرتان تغییر می‌كند و حتی زمانی كه شما با او آشتی كرده‌اید، این تغییر رفتار ادامه دارد.

از مكالمات تلفنی مكرر یا طولانی مدت با بستگان در طول روز پرهیز كنیم

به همدیگر بگوییم كه هم خانواده و هم همسرمان جایگاه ویژه خود را دارا هستند

این مهارت را در خود به وجود آورید كه به همسر و پدر و مادرتان بقبولانید كه هر یك جایگاه خاص خودشان را دارند. اما به عنوان یك قانون روان‌شناختی، باید بپذیریم در زندگی زناشویی، با رعایت احترام و حفظ حقوق والدین، سهم بسیار عمده از آن همسر است. اگر به هر دلیلی قادر به عمل با این الگو نیستند، حتماً قبل از ازدواج آن را با طرف مقابلتان در میان بگذارید و به او اجازه انتخاب دهید.

به حضور همسرتان در منزل احترام بگذارید و نهایت استفاده را از با هم بودن ببرید. تماس‌های مكرر و طولانی به مرور زمان احساس منفی در همسرتان ایجاد می‌كند كه حضور او در منزل چندان اهمیت ندارد و از سویی زمینه را برای بیان مطالبی كه فقط به زندگی خصوصی شما ارتباط دارد فراهم می‌سازد. و چه بسا دخالت دیگران را وارد زندگی شما بكند. چرا كه گاهی والدین، بدون اینكه بخواهند زندگی فرزندشان را به هم بریزند، روش‌ها و راهكارهایی به او پیشنهاد می‌كنند كه چون براساس عواطف شكل گرفته، ممكن است كمتر منطقی باشد. هر كس باید بداند بهترین همراه در زندگی زناشویی، همسر است.

به بستگان همسرمان احترام بگذاریم

هیچ‌گاه حرمت یكدیگر را در روابط نادیده نگیرید، حتی اگر فكر می‌كنید در برخی شرایط آنها سزاوار احترام نیستند، باز در هر حالتی به آنها احترام بگذارید؛ چون با شكستن حریم آنان، مطمئنا زمینه را برای بی‌احترامی نسبت به خود فراهم می‌كنید و از همه مهم‌تر اینكه احترام گذاشتن، مدارا كردن و توجه كردن به خواسته‌های پدر و مادر همسرمان، «اطاعت كردن» و «بردگی» نیست. امام علی (ع) در سفارشی ضمن توصیه به احترام نسبت به اقوام، آنان را كمك و پروبال فرد معرفی می‌كنند.

مرزهای ارتباطی خود را در ارتباط با فامیل مشخص كنیم

به طور شفاف با همسرتان میزان الگوهای ارتباطی‌تان را در ابعاد مختلف رفتاری نسبت به بستگانتان مشخص كنید و در این زمینه به توافق برسید و به نتایج تصمیماتتان احترام بگذارید. همچنین با حفظ تعادل از افراط و تفریط پرهیز كنید.

دریابید همسرتان چه جایگاهی در میان خانواده خود دارد

منطقی و انعطاف‌پذیر باشید تا كمتر اذیت شوید. این مسئله را بپذیرید كه همسر شما در میان خانواده‌اش، تا قبل از ازدواج با شما، جایگاه فعلی را دارا بوده و نیاز به زمان دارد تا اگر لازم باشد تغییراتی در نقش‌های او نسبت به خانواده‌اش ایجاد كند. پس فعلا از انتقاد بپرهیزید و این مسئله را در انتظاراتتان نسبت به او در نظر بگیرید و با صبر و مدارا سعی كنید به او در بهتر رفتار كردنش با شما كمك كنید.

احساس خانواده همسرمان را نسبت به او بپذیریم

این طبیعی است كه بستگان همسر ما نسبت به او احساس عاطفی داشته باشند لذا بایستی به این مسئله احترام بگذاریم و حتی مشوق او برای استحكام ارتباط با خانواده‌اش باشیم. این روحیه به مرور زمان باعث افزایش محبت بستگان همسرتان نسبت به شما می‌شود. توجه به جایگاه همسرمان در خانواده و بستگانش و تلاش برای ارتقاء آن را هیچ وقت از نظر دور نكنیم.

در هنگام انتقاد همسرتان نسبت به بستگان شما تعصب به خرج ندهید

هنگامی كه همسرتان(زن یا مرد) انتقادی از بستگان شما می‌كند فقط گوش دهید و جبهه نگیرید. با حفظ احترام نسبت به بستگان خودپیرو حق باشید و از بحث‌هایی كه خودتان می‌دانید فقط به دلیل حمایت بی‌مورد از خانواده‌تان بیان می‌كنید پرهیز كنید . رسول مهر و رحمت(ص) می‌فرماید كسی كه تعصب ورزد یا برایش تعصب ورزیده شود همانند كسی است كه ریسمان ایمان را از گردن خویش باز نموده است.

البته این سخن به معنای مجاز بودن شنیدن غیبت نمی‌باشد و اگر هنگام غیبت كسانی كه از بستگان ما نیستند تذكر بدهیم؛ طبعا در موارد دیگر هم تذكرمان حمل بر جبهه‌گیری نمی‌شود.پس یادتان باشد اگر می‌خواهید در مسائل‌تان صحیح قضاوت كنید باید در مورد مطلبی كه می‌اندیشید كاملاً بی‌طرفی خود را حفظ كنید و حقیقت خواه باشید و خویشتن را تسلیم دلیل‌ها و مدارك نمایید.

از گمان بپرهیزیم و با دلایل عقلی به دنبال حقیقت باشیم

قرآن كریم می‌فرماید: گفتار یا عملی را كه علم به درستی آن ندارد دنبال مكنید!۹۹ درصد مردم در عقایدی كه شدید ازآن عقاید دفاع می‌كنند از عملشان دفاع نمی‌كنند. بلكه از گمانشان دفاع می‌كنند. آدم فكر می‌كند چنین باشد؛ اما «فكر می‌كند چنین باشد» غیر از این است كه یقین دارد كه چنین باشد. و اگر واقعاً بشر بتواند خودش را قانع كند كه از همین یك آیه پیروی كند۹۹ درصد اختلافات افراد بشر از میان می‌رود بشر گمان می‌كند، اما وقتی می‌خواهد بیان كند نمی‌گوید«گمان می‌كنم چنین است»، می‌گوید «حتما چنین است» و این خطا بیشتر به فكر بشر بستگی ندارد. به اراده و اختیار بشر بستگی دارد كه اگر در مسائل به آنچه كه می‌داند قناعت كند. این همه گرفتار اشتباه نمی‌شود.

از قضاوت اشتباه پرهیز كرده و به بستگان همسرمان فرصت دهیم

این جملات كه «امكان ندارد من حرفی بزنم و مادرت بر خلاف من حرف نزند»! «فقط دوست دارد ایراد بگیرد»؛ «می‌نشیند و رفتار من را زیر ذره‌بین می‌برد» را ازفكرتان حذف كنید. اغلب زوجین با اظهار نظر بجا و نابجای مادر‌زن یا مادر شوهرشان مشكل دارند. برای اینكه درست قضاوت كنیم، هر دفعه كه قرار است مادر و پدر همسرمان را ببینیم، ذهنمان را از رفتارها و حرف‌های آنها پاك كنیم. فكر كنیم هر بار اولین باری است كه آنها را می‌بینیم.

گذشته با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش تمام شده است.

خانواده همسرتان را دوست بدارید

این موضوع را در نظر بگیرید كه خانواده همسرتان اكنون جزو بستگان شما شده‌اند. پس دوستشان بدارید و سعی كنید با گذشت همراه با تدبیر، احساسات منفی خود را كنترل كنید و بی‌منت و بدون توقع به آنان كمك كنید.

برایشان هدیه بخرید و نشان دهید كه دوستشان دارید. این مهارت در جلب محبت و احترام متقابل همسرتان نسبت به خانواده شما بسیار تأثیرگذار است.رابطه خود را با همسرمان به دلیل دلخوری از بستگان او تحت الشعاع قرار ندهیم .قهر، بی‌توجهی، بی‌تفاوتی، جرو بحث و... با همسر به دلیل رفتار نادرست والدین‌اش رفتار بسیار اشتباهی است. روان‌شناسان معتقدند رفتار اشتباه والدین همسرمان را نباید به حساب همسرمان بگذاریم.

گاهی اوقات پاسخ‌های كوتاه و رعایت سكوت بهترین راه حل است

اگر شرایط به گونه‌ای است كه سخن شما اثرگذاری لازم را ندارد، در برابر صحبت بستگان همسرتان با دادن پاسخ‌های كوتاه بلی و خیر، می‌توانید نشان دهید كه سخنان آنها را شنیده‌اید ولی ترجیح می‌دهید كه فعلاً در این زمینه مفصل صحبت نكنید. به یاد داشته باشید كه در برخی از موقعیت‌ها و شرایط، ساكت باقی‌ماندن بهتر از حرف زدن است و بایستی نسبت به گفتار بد سكوت كنید تا سالم بمانید.

گاهی لازم است تنها با صبر و خونسردی مسائل را ندید بگیرید

خویشتن‌داری، صبوری و خونسردی، موهبتی است كه همه‌ی افراد از آن برخوردار نیستند. در روابط، گاهی لازم است تنها لبخندی به چهره بنشانید، شانه‌ای بالا بیندازید و همه چیز را به شوخی برگزار كنید.خیلی مسائل آنقدر هم كه فكر می‌كنید مهم نیستند و لزومی ندارد در مقابلش عكس‌العمل خاصی انجام دهید.

حساسیت‌هایتان را كم كنید و ظرفیت درونی و صبرتان را بالا ببرد. امتحان كنید بعد از گذشت چند روز و كاهش احساس منفی‌تان می‌فهمید خونسردی و ندید گرفتن بهترین راه حل بوده است.و اگر نمی‌توانید، قبل از آنكه كنترل خود را از دست بدهید و حرفی بزنید كه بعداً بابتش پشیمان شوید، می‌توانید به بهانه‌ای از اتاق خارج شوید، هوای تازه بخورید و بعد از فروكش‌شدن خشم‌تان برگردید. چرا كه پیش از كار بایستی اندیشید تا به سبب‌كاری كه كرده‌ایم سرزنش نشویم.

به همسرمان در رفتار با والدینش آزادی عمل بدهیم

درست است كه زندگی مشترك مقتضیات خاص خودش را داراست كه زوجین بایستی ضمن آگاهی نسبت به آنان در برخورد با همسرشان و در عمل هم متعهد باشند. پس اگر همسر شما نسبت به شما برخوردی شایسته دارد اجازه بدهید آزادانه آنچه را دوست دارد، برای والدین‌اش انجام بدهد. در واقع هرچقدر به همسرمان آزادی عمل بیشتری بدهیم، خودمان هم آزادی عمل بیشتری خواهیم داشت. از تنگ‌نظری و خودخواهی‌هایی كه دامن‌گیر خود شما هم می‌شود بپرهیزید.

بستگان همسرمان را حذف نكنیم

بی‌اهمیتی به پدر و مادر همسرمان، حذف تدریجی آنها از زندگی‌مان، و كم‌كردن علاقه فرزندان‌مان به خانواده همسرمان و در مقابل توجه بیش از حد به والدین خودمان، رفتاری نیست كه از چشم همسرمان دور بماند. تلاش نكنیم پدر و مادر و خانواده همسرمان را از او دور كنیم. این حركت، ضربه روحی ـ روانی شدیدی به او و در نتیجه به زندگی مشترك ما می‌زند.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

چگونه به کودک بیاموزیم معذرت خواهی کند؟

تربیت کودک,روانشناسی کودک

بچه های خردسال وقتی عصبانی می شوند، ممکن است جیغ بزنند، به در و دیوار لگد بکوبند یا حتی با مشت به کسی که جلوی آنها ایستاده است، ضربه بزنند.

« من هیچ کاری انجام ندادم »، « تقصیر من نبود »، « زود باش عذرخواهی کن » و .... این جملات برای همه ما آشناست؛ جملاتی که بارها و بارها و در شرایط مختلف میان پدر و مادر و فرزندان شان رد و بدل می شود. ولی اگر شما هم چنین بحث هایی دارید و دائم باید برای معذرت خواهی کردن با کودکتان صحبت کنید، بهتر است بدانید گاهی ممکن است کودک با خواهر و برادرهایش، دوستان، معلم یا حتی والدینش دچار مشکل و اختلاف نظر شود.

بنابراین به یاد داشته باشید بچه ها کامل نیستند و به همین دلیل گاهی رفتارهای اشتباهی از خود نشان می دهند. پس رفتار اشتباه غیرطبیعی نیست ولی باید بیاموزند بموقع و بدرستی معذرت خواهی کنند.

در این شرایط باید برای کودک توضیح دهید با عذرخواهی کردن می تواند نشان دهد از کار نادرستش پشیمان شده است و می خواهد آن را جبران کند؛ البته او باید بداند حتی اگر کار اشتباهی را از قصد انجام نداده، باز هم باید معذرت خواهی کند و به بهانه این که کارش عمدی نبوده است، نباید این کار را نادیده بگیرد.

بعضی وقت ها بچه ها به دلیل عصبانیت این کار را انجام نمی دهند و می گویند چون خیلی عصبانی هستند، نمی خواهند معذرت خواهی کنند. اینجاست که پدر و مادر باید برایشان توضیح دهند عصبانی بودن طبیعی است و همه ما گاهی عصبانی می شویم، اما آنچه اهمیت دارد این است که بتوانیم این حالت را کنترل کنیم و آن را برای فردی که ما را عصبانی کرده است، توضیح دهیم.

بچه های خردسال وقتی عصبانی می شوند، ممکن است جیغ بزنند، به در و دیوار لگد بکوبند یا حتی با مشت به کسی که جلوی آنها ایستاده است، ضربه بزنند. اول از همه یادتان باشد بچه ها خیلی خوب و براحتی بزرگسالان نمی توانند خودشان را کنترل کنند و اصلا شاید این مهارت را هنوز نیاموخته باشند، بنابراین در سنین خردسالی زیاد به آنها سخت نگیرید و حتما برایشان شیوه برخورد صحیح را توضیح دهید. اما وقتی بچه ها بزرگ تر می شوند، کم کم می آموزند چطور با استفاده از لغات و کلمات احساسات خود را بروز دهند؛ البته گاهی ممکن است هنگام عصبانیت بلندتر صحبت کنند و از واژه هایی کمک بگیرند که مناسب نیست ولی باز هم والدین باید برایشان اهمیت معذرت خواهی کردن را توضیح بدهند و بگویند هیچ وقت نباید به دلیل عصبانیت، هر کاری دوست داشتند انجام دهند.

▪ معذرت خواهی کافی است؟

بدون شک معذرت خواهی کار خوبی است که باید به موقع و بدرستی انجام شود تا نتیجه دلخواه را ایجاد کند، ولی در شرایطی هم ممکن است برای جبران وضعیت پیش آمده کافی نباشد. گاهی برای این که همه چیز مانند قبل شود، باید قول بدهید مشکل را جبران کنید یا این که کار خوبی برای فردی که ناراحتش کرده اید، انجام دهید.

در هر صورت فراموش نکنید معذرت خواهی همیشه خوب است و باید به موقع انجام شود، ولی لزوما کافی نیست. بنابراین به بهانه این که کاری را از قصد انجام نداد ه اید یا این که عصبانی هستید و حالتان خوب نیست، این کار مهم را نادیده نگیرید.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

 
معذرت خواهی و ابراز ناراحتی از اینکه شاید دیگران را ناراحت کرده باشیم؛ هنر و در واقع مهارتی است که کسب کردنی می باشد و با تمرین می توان آنرا تقویت کرد.

موقعیتی را در نظر بگیرید که به دلیل یک اشتباه که از جانب شما سر زده است، دوستتان یا همسرتان ناراحت شده است. در این حالت چند انتخاب وجود دارد :

۱ – ابتدا اینکه با خود بگویید “چرا غرورم را بشکنم و عذرخواهی کنم؟ انسان جایزالخطاست…، شده که شده…” و  امثال این نوع جملات که در سر می پرورانیم که کاملا غلط و مردود است و کاری دور از انسانیت است.

۲ – انتخاب دوم شما این است که در همان لحظه عذرخواهی نمی کنید این کار را به بعد و موقعیتی دیگر واگذار می کنید. مثلا با خود می گویید “تا شب از او عذرخواهی می کنم” و یا اینکه “در میهمانی بعدی از دلش در خواهم آورد…” که راه درستی نیست.

۳ – انتخاب سوم این است که تصمیم می گیرید که موضوع را با یک هدیه در اسرع وقت جبران کنید که این موضوع شاید موکول به وقتی شود که دیگر کار از کار گذشته و این هم تصمیم مناسبی نیست اما در نوع خود می تواند کارساز باشد.

۴ – انتخاب آخر، همانی است که حدس زده اید: عذرخواهی در همان لحظه. دقیقا چند ثانیه و یا حداکثر چند دقیقه پس از اینکه به اشتباه خود پی بردیم، عذرخواهیم می کنیم و موضوع را تمام می کنیم. این روش بسیار کار ساز است.

چه مسائلی باعث می شود که عذرخواهی نکرده و یا با تامل عذرخواهی کنیم؟

مسئلۀ اول این است که گاهی اوقات غرور بر ما غلبه کرده و جلوی این کار ما را می گیرد. گویی دهنمان قفل شده و نمی توانیم چیزی بگوییم. چاره هم این است که کمی به اشتباه خود فکر کرده و سپس با منطق انسانی آنرا بپذیریم و در نتیجه از فرد مقابل عذرخواهی کنیم.

دوم اینکه گاهی اوقات فرد مقابل از نظر ما ارزش عذرخواهی ندارد که این مسئله هم از خودبزرگ بینی ما سرچشمه می گیرد که اندیشه ای غیرانسانی است و باید آنرا از خود دور نمود. چاره این است که به حداقل احترامی که فرد برای خودش دارد فکر کنیم و ارزش خودمان را بالا ببریم. عذر خواهی تخلیۀ نفس است از غرور و تکبر.

دلیل سوم این است که اشتباه خود را کوچک تلقی کرده و در نتیجه نیازی به عذرخواهی نمی بینیم. اما باید به خاطر داشت که کوچکترین اشتباه در نظر دیگران باید بزرگترین اشتباه در نظر ما باشد. در این صورت است که درصد خطاها و اشتباهات ما در زندگی به حداقل می رسد.

پشیمانی و عذرخواهی

چرا بعضی افراد اشتباه خود را نمی پذیرند؟

زیرا عقل ندارند! سر از منطق در نمی آورند. پس منتظر عذرخواهی آنان نباشیم.

چرا بعضی ها همیشه عذرخواه هستند؟

زیرا شخصیتی خوار و خفیف دارند. همیشه با خود اینطور می اندیشند که شاید کاری اشتباه انجام داده اند. ضعف اعتماد به نفس در آنها فوران می کند و نشانۀ آن عذرخواهی های بیجاست. انسان ارزش بالایی دارد و نباید بی دلیل خود را حقیر کند.

نهایتا وقتی اشتباهی را مرتکب شده و باعث ناراحتی فرد یا افرادی می شویم، چه کنیم؟

سریعا عذرخواهی کرده و بدون دلیل و منطق آوردنهای بی اساس، اشتباه خود را بپذیریم. بدون غرور، بدون تکبر.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

عید سعید قربان

عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت است.

جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین

بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . .

 





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

گزارش مصور برگزاری جلسه انجمن اولیاء و مربیان در آموزشگاه محمدی ثانی.................

اولین جلسه انجمن اولیاء و مربیان آموزشگاه شهید محمدی ثانی

با حضور حداکثری اولیاء محترم برگزار گردید.

جلسه با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط یکی از دانش آموزان آغاز

و در اد امه جناب آقای محمد نصیرزاده مدیر آموزشگاه

ضمن خیر مقدم به حضار محترم مراتب تقدیر صمیمانه مدیریت محترم مجتمع و آموزشگاه را از همکاری اعضای انجمن د

ر سال گذشته را اعلام و با بیان گزارشی مختصر از فعالیتهای سال ماضی نیازهای امروز محیط مدرسه و نیاز به تعاملی سازنده  و بیش از پیش بین اولیاء و همکاران را بیان و در ادامه با انجام رای گیری اعضای جدید انجمن انتخاب گردیدند.

همراهی بفرمایید با تصاویری از این جلسه.....





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

تو شفای دل زارت


همه جا فکر حسین (ع)است


به لبِ غرق به خونت


همه دم ذکر حسین (ع)است

 

شهادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) تسلیت باد.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 آبان 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin

دریافت کد آهنگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic