انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

برگزاری مراسم ویژه همراه با پخت شوله زرد در مجتمع به مناسبت شهادت امام سجاد ( علیه السلام)......

امروز همزمان با شهادت شاهد واقعه خونبار کربلا حضرت امام سجاد ( علیه السلام)

مراسم ویژه ای همراه با پخت شوله زرد در محل مرکز مجتمع شهید دکتر آیت شهرستان گناباد برگزار شد.

لازم می دانم همت انجمن اولیاء و مربیان مجتمع را در برگزاری این مراسم نورانی ارج نهاده

و از همراهی همیشگیشان تشکر نمایم.

همراهی بفرمایید......





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

برای فرزندانتان بهترین الگو شمایید

 ما می توانیم تاثیر به سزایی در زندگی فرزندانمان داشته باشیم. آنها ما را می بینند و الگو می گیرند، بنابراین باید سعی خود را بكنیم تا به آنها نشان دهیم كه چقدر دوستشان داریم و به عقاید آنها احترام می گذاریم.

بدون تردید همه ما خیر و صلاح فرزندان مان را می خواهیم . همه می ‌خواهیم تجارب زندگی مان را به آنها منتقل کنیم و همه می‌ خواهیم فرزندان مان طوری بار بیایند که اشتباهات ما را تکرار نکنند.اما همگی اذعان به این مطلب داریم که پرورش كودكان كار پیچیده ای است. به خاطر ویژگی های متفاوت كودكان، هیچ دستورالعمل خاصی برای پرورش همه آنها وجود ندارد. هر كودك برای رشد، بنا به خصوصیات فردی و محیطی اش به روشی متفاوت از دیگر كودكان نیازمند است. آنچه مشاوره می نامند تنها بخش كوچكی را شامل می شود. اما شرایطی برای پرورش بهتر كودكان لازم و ضروری است.

 واقعیت تلخ یا شیرین، این است: ما تنها زمانی اجازه داریم از بخش عمده مسؤولیتمان به عنوان والدین چشم پوشی كنیم كه كودكانمان را تشویق كنیم خود كارهای شخصی شان را انجام دهند، به آنها بیاموزیم كه  مستقل  بیندیشند، مشكلات شخصی شان را حل كنند و توانایی هایشان را به طور كامل بشناسند و باور كنند.

متأسفانه تعدادی از والدین كارهایی را برای كودكشان انجام می دهند كه او به راحتی از عهده انجام آن بر می آید. برای آنكه كودكانمان آسوده باشند و ناراحت نشوند، وظیفه ماست آنها را در مشكلات یاری كنیم و آنها را رهایی بخشیم. اما این كارمان باید به گونه ای باشد كه به او بیاموزیم از اشتباه خود درس بگیرد. كودك 2 ساله ما توانایی آن را دارد كه خود لباس بپوشد. البته باید به او آموخت چگونه این كار را انجام دهد و لباسهایی در اختیارش گذاشت كه پوشیدن و در آوردن آن راحت باشد. هنوز خیلی از والدین، تا وقتی كه كودكشان به مهدكودك برود خود لباس به كودكشان می پوشانند. در آنجاست كه كودك، این فرصت را می یابد استعدادهای خود را گسترش دهد، تواناییهای خود را بشناسد و حتی از به كار بردن آنها لذت ببرد. همین طور، باید كودكان را تشویق كرد رفتارهای اشتباهشان را بررسی كنند و به یك نتیجه درست برسند. فرض كنید برای مثال یك كودك، دوچرخه اش را در كوچه رها می كند. مطمئناً، برای والدین وسوسه انگیز است كه دوچرخه او را سر جای خود بگذارند. اما بهترین كار آن است كه كودك را از عواقب این كار با چنین پرسشهایی آگاه كنند: «فكر می كنی برای دوچرخه ات كه توی كوچه انداختی چه اتفاقی می افتد؟» اگر شانس یارتان باشد او با این پرسش درباره آن فكر خواهد كرد و به این نتیجه می رسد بهتر است دوچرخه را سرجای خود بگذارد.

تماشای كودكانمان هنگامی كه اشتباه می كنند و زمین می خورند آسان نیست. اما اغلب این بهترین موقعیت است كه فرزندانمان متكی به نفس، لایق و مستقل  بار بیایند. آنچه هدف تمام پدر و مادرهای خوب است.

داشتن یك ازدواج مستحكم

كودكان به صورتهای مختلف تحت تأثیر روابط بین پدر و مادرشان هستند. اول آنكه پژوهش ها نشان داده، بزرگسالانی كه یك ازدواج سرشار از عشق و محبت دارند، بر فرزندانشان تأثیر گذار ترند. آنها صبورترند و به نیازهای كودكانشان بیشتر توجه می كنند. والدینی كه به علت مشاجرات، شاد نیستند، هنگام ارتباط برقرار كردن با فرزندانشان دچار مشكل می شوند. رفتارهای آنها متناقض است و اغلب برای منظم كردن كودكشان، بدرفتاری می كنند. مشكلات آنچنان آنها را به خود مشغول كرده است كه به اندازه كافی قادر به نگهداری فرد دیگری نیستند. از طرف دیگر، در آن دسته از ازدواج ها، كه ارتباط خوب والدین به طور عمیقی بر كودكانشان تأثیر می گذارد، كودك همیشه در حال رشد و شكوفایی است. وقتی كودكان می بینند كه پدر و مادرشان با احترام به نظرات یكدیگر، مشكلات را حل می كنند، اولین درس را می آموزند. اینكه چگونه مشكلات را با خویشتنداری و بدون دعوا حل كنند. وقتی آنها می بینند كه پدر و مادرشان به یكدیگر محبت دارند، احساس امنیت و آرامش می كنند. بزرگترین درسی كه آنها می آموزند مربوط به زمانی می شود كه زندگی مستقلی را آغاز می كنند. خاطرات و درسهای یك ازدواج خوب در زندگی همیشه با آنهاست.

پیدا كردن زمانی برای سرگرمی و بازیگوشی!

بهترین پدر و مادر ها بازیگوش ترین آنان هستند! آنهایی كه همیشه به خاطر دارند داشتن تفریح به همراه بچه ها چقدر اهمیت دارد. نه به این معنا كه پدر و مادر تفریحات افراطی داشته باشند یا هر لحظه از روز فرزندانشان را سرگرم كنند. به این معنی كه با دنیای شاد كودكانشان همراه شوند و بخشی از بازی های آنها باشند. وقتی ما از یك رویداد به رویداد دیگر می رویم، ارزش استراحت بین آن را نادیده می گیریم. اما یك بازی ساده، عمیقاً پر معناست. بازی هایی مانند قایم باشك، وابستگی را به كودكان می آموزد. بازی های تخیلی به بچه ها كمك می كند بفهمند كه هستند و كه می خواهند باشند.

توپ بازی به كودكان توانایی ورزشی شان را می شناساند و به آنها جوانمردی و تعاون می آموزد. بازی همچنین روشی است برای آنكه كودكان، ناكامی های زندگیشان را بهبود بخشند و ترمیم كنند. آنها احساسات مهم خود را با عروسك هایشان یا شكل بازی شان نشان می دهند. بعد از یك عكس برداری پزشكی، آنها دوست دارند دكتر بازی كنند و از شما عكس بگیرند. در این هنگام آنها احساس مسؤولیت می كنند.

شاید والدین پر مشغله فكر می كنند برای بازی با عروسك ها یا خانه سازی با كودكانشان وقت ندارند. اما بازی واقعاً می تواند استرس های زندگی پر مشغله ما را كاهش دهد. وقتی پدر و مادر با فرزندانشان بازی می كنند، متوجه می شوند كه به طور ناگهانی انرژی بیشتری دارند و احساس بهتری نسبت به خود و كودكانشان پیدا كرده اند. و از همه مهم تر، بازی، ما را به دنیای كودكانمان وارد می كند و چه روشی بهتر از این برای یك رابطه عمیق و پایدار با آنها وجود خواهد داشت؟

می دانند چگونه بگویند نه!

خیلی از والدین عقیده دارند استوار بودن در برابر كودكان كار سختی است. آنها نمی توانند قانون ها را هماهنگ كنند. آنها تهدید می كنند اما به آن عمل نمی كنند.«یك هفته از تلویزیون خبری نیست.» یك مادر ممكن است این جمله را به كودكش بگوید، تنها برای آنكه او را تنبیه كرده باشد و تفاوتی بین آن شب و شبهای دیگر ایجاد كند. اما عدم ثبات والدین، نتایج خوبی برای كودكانشان نخواهد داشت.

وقتی بچه ها كوچك ترند، تسلیم محدودیت ها می شوند. آنها در جست وجوی قانونهای واقعی هستند. اما در دوران نوجوانی، هنگامی كه آن قدرت لازم برای پدر و مادر بودن را در والدین خود نمی بینند، سعی می كنند الگوی خود را در جای دیگر جستجو كنند. در نظام های دیگری كه به اصطلاح خانواده دوم او می شوند. عضوی از یك نظام طبقاتی كوچك و به هم پیوسته و بی قانون و با فرهنگی كه بی مقدمه و بدون اصالت است. آنها در این دنیای جدید غرق می شوند. در این دنیای جدید، كودكان خوب، انرژی شان را در راه های خطرناك صرف می كنند. آنها بدون احساس گناه دروغ می گویند. الكل و مواد مخدر مصرف می كنند. در سنین پایین به سكس روی می آورند. آنها این كارها را انجام می دهند چرا كه در دنیای خانواده دوم آنها این اعمال پذیرفتنی و مشروع است.

بهترین راه برای حمایت از فرزندان آن است كه والدین با ثبات و اقتدار، با كودكانشان از سنین پایین برخورد كنند و آنها را برای هر تنبیهی توجیه كنند. مسلماً احتمال دستپاچه شدن وجود دارد

آنها ممكن است به گرفتن یك نتیجه خوب، بد گمان باشند. زیرا رفتارهای ناراحت كننده والدین خود را به خاطر می آورند یا فكر می كنند این كارها عملی نیست. آنها اغلب محتاط عمل می كنند چرا كه از آزار دادن و بی احترامی فرزندانی كه احساس می كنند حق دارند آنچه دلشان می خواهد بگویند و انجام دهند، وحشت دارند.

بنابراین چه باید كرد؟ راه حل آن است كه توازنی بین حمایتی كه از كودكانمان می كنیم و استقلالی كه به آنها می دهیم برقرار كنیم و هم زمان ساختار روشنی از انتظاراتمان و اینكه چگونه دوست داریم رفتار كنند را در اختیارشان بگذاریم. ساختاری كه ثابت و ناشی از طبیعت كودكانه او باشد و تعادلی بین دوست داشتن و محدودیت ها برقرار كند ، نشانه بهترین پدر و مادر هاست.

برای فرزندانشان بهترین الگوهای تقلید هستند

همه پدر و مادر ها دوست دارند فرزندانی مسؤولیت پذیر ، مهربان ، صادق و دلسوز تحویل جامعه دهند . اما آموزش این ها مثل تعلیم شنا یا فوتبال یا نواختن پیانو نیست . والدین مشتاقانه می پرسند آیا آموختن اعمال مذهبی به كودكم كمك خواهد كرد؟ خواندن مجله های معنوی و اخلاقی چطور؟ اگر كودكم را در گروه های خدمات اجتماعی بگذارم چطور؟ البته این كارها به این مقصود بسیار مفید و یاری دهنده خواهد بود . اما آنكه واقعا شخصیت كودك را می سازد، خصوصیات خود پدر و مادر است.

بهترین روش برای ذره ذره تزریق كردن این ارزش ها به كودك آن است كه پدر و مادر ، خود ، الگوهای قوی و امروزی برای او باشند . عمر برای آن سپری می شود كه بزرگترها ، خالق بزرگترهای دیگری باشند . والدینی كه حساسیت واقعی خود را نسبت به احساسات و نیازهای كودكشان به او ثابت می كنند در واقع به او می آموزند كه احساسات دیگران را بشناسد و دوستشان بدارد .

ارزش ها را نمی توان از كتاب ها و مقالات آموخت . كودكان ارزش ها را خیلی قبل تر از آن هنگام كه قدرت خواندن و بحث كردن پیدا كنند می آموزند . ارزش ها ، در روابط متقابل و ساده زندگی روزمره پایه گذاری می شوند . اگر كودكتان شما و ارزش هایتان را دوست دارد و به آنها احترام می گذارد ، برای زندگی خود آنها را خواهد پذیرفت و ارزش های خود خواهد كرد.

عشق بی پایان خود را به فرزندشان نشان می دهند

نشان دادن عشق بی پایان خود به فرزندان، زیر بنای پدر و مادر خوب بودن است. خوشبختانه، این كار برای بسیاری از پدر ها و مادر ها آسان است. والدین به گونه ای آفریده شده اند كه فرزندان خود را دوست بدارند. ما عشق خود را با ابراز علاقه و محبت نشان می دهیم. در آغوش كشیدن یك نوزاد، آرام كردن كودكمان با بوسیدن یا تقدیم كردن یك لبخند اطمینان بخش به نوجوانمان، راه های نامحسوسی برای گفتن این حقیقت هستند كه «من دوستت دارم». ما همیشه علاقه مان را با فهمیدن آنچه كودكمان در هر مرحله از زندگی نیاز دارد نشان می دهیم و آن را برایش فراهم می كنیم. این یعنی برای كودك خردسال سرچشمه امنیت بودن و برای كودك نوپا، فراهم كردن محیطی سرشار از دلگرمی و تشویق. برای كودكانی كه در سن مدرسه هستند، معلم درس های زندگی بودن و برای نوجوان، راهنمایی كردن به موقع و عاقلانه.


 





نوشته شده در تاریخ جمعه 17 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

نكاتی برای تربیت سازنده فرزندتان

همه والدین دوست دارند فرزندانی سالم تربیت كنند، فرزندانی كه در جامعه به عنوان یك فرد با ادب، مفید، مستقل و سازنده شناخته شوند. اما آیا همه می‌دانند كی و چگونه می‌توانند تربیت كودك خود را شروع كنند. تربیتی كه بتواند آنها را به این خواسته بلند پروازانه شان برساند! مسلما چنین آرزوی بزرگی برای فرزندان نیاز به تلاش فراوان دارد و با خواندن یكی دو كتاب و شنیدن و دیدن چند برنامه تربیتی حاصل نمی‌شود. مهم این است كه بتوانیم آنچه برای تربیت سازنده فرزندمان یاد می‌گیریم در زندگی روزانه مان به آن عمل كنیم و خوب معلوم است كه دو صد گفته چون نیم كردار نیست!یا به عبارت دیگر به عمل كار برآید به سخندانی نیست.لابد می‌گویید شما راهش را بگویید عملش با ما! خوب این هم حرف حساب است كه جواب ندارد، بخوانید:

محیطی امن و مورد علاقه فراهم كنید

برای اینكه بتوانید كودكانی سالم تربیت كنید ابتدا لازم است كه محیط امنی برای او فراهم كنید. محیطی كه هم از نظر فیزیكی و هم از نظر روانی به او آسیب نرساند. وقتی كودك 3 ساله شما در كنار خیابان بازی می‌كند، نه تنها ممكن است با افتادن توپش در خیابان خطر تصادف او را تهدید كند؛ بلكه شما نخواهید توانست كنترلی بر دوستان و چیزهایی كه می‌بیند و می‌شنود داشته باشید. كودكان كم سن به محیطی امن برای بازی نیاز دارند تا بتوانند در طول روز كنجكاوی كنند و سرگرم باشند. این كودكان بسیار از محیط خود می‌آموزند و مهم است كه شما او را در محیط جذاب، سالم و به دور از خطر بزرگ كنیدتا  فرصت لازم برای جست وجو، كشف، تجربه و رشد مهارتهایش داشته باشد. گاهی خود شما در خانه محیط را برای او پر خطر می‌كنید. به جای چیدن لوازم شیك و شكستنی در گوشه و كنار خانه، به كودك نوپای خود اجازه دهید در منزل آزاد باشد و وسایل خانه را طوری تهیه كنید و بچینید كه مجبور نباشید مدام به كودك بگویید به این دست نزن، آنطرف نرو، مواظب باش! این نكن‌های مكرر نه تنها او را ترسو بار می‌آورد بلكه قدرت خلاقیت و اعتماد به نفس او را از بین می‌برد. بنابراین با ایجاد یك محیط امن و بی‌خطر به كودكتان اجازه دهید تحت نظارت مناسب شما رشد كند و از محیط خود آزادانه بیاموزد و در آن بازی و حركت كند. پس او را زیر نظر داشته باشید و بدانید چه می‌كند و كجاست.‏

انتظارات واقع بینانه داشته باشید

برای اینكه بتوانید كودك خود را درست تربیت كنید لازم است با خصوصیات او در هر مرحله سنی آشنا باشید و او را خوب بشناسید. كودكان یك ساله از نظر تكاملی با كودكان 2 ساله و 3 ساله متفاوتند. شما از فرزندتان انتظار دارید كه اسباب بازیهایش را با خواهر و برادر و یا دوستانش تقسیم كند و یا برای گرفتن آنها از دیگران با مهربانی و خواهش آنها را بگیرد و تشكر كند. اما آیا او در سنی هست كه شما این انتظار را از او داشته باشید؟ بهتر است در انتظاری كه از كودك خود دارید واقع بین باشید و بدانید كه آیا در سن او چنین رفتاری طبیعی است یا نه! شما انتطار دارید كودك 2 ساله شما در مهمانی روی صندلی یا زانوی شما بنشیند و تكان نخورد اما آیا چنین انتظاری از یك كودك 2 ساله طبیعی است و یا دور از انتظار است؟لازم است كودكان قبل از یاد گرفتن مهارتهای جدید مانند دستشویی رفتن، لباس پوشیدن یا غذا خوردن مستقل آمادگی لازم را از نظر رشدی داشته باشند. ‏

یادتان باشد كودكان با مهارتهای اجتماعی به دنیا نمی‌آیند و برای یاد گرفتن نیاز به زمان دارند. اگر شما بدانید كه كودك شما در هر مرحله از سنش به طور طبیعی لازم است چه نقاط عطفی را پشت سر بگذارد، آنوقت می‌توانید در تربیت او گامهای سازنده ای بردارید. وگرنه وقتی كودك شما نتوانست 10 دقیقه در مهمانی آرام روی صندلی بنشیند، عصبانی می‌شوید و كنترل خودتان را از دست می‌دهید. غافل از اینكه او بی‌گناه است و این شما هستید كه انتظاری ورای سن و سالش از او دارید. پس اگركودك 2 ساله شما در جواب شما اغلب نه می‌گوید این را به حساب بی‌ادبی و حرف نشنوی او نگذارید. كودك شما لازم است از 2سالگی نه گفتن را تمرین كند تا بتواند در آینده به دوستان خلافش نه بگوید. البته به خاطر داشته باشید كه بچه‌ها با هم فرق دارند، این تفاوت گاهی ذاتی است، بعضی كودكان برون گرا و پر حرف، بعضی آرام و درون گرا و بعضی پرجنب و جوش‌تر از بقیه هستند، گروهی ممكن است نسبت به تغییر محیط واكنش نشان داده و زود اعتراض كنند و عده دیگر خودشان را به راحتی با تغییرات وفق می‌دهند. پس لازم است در عین اینكه انتظارات واقع بینانه از كودك خود دارید به تفاوتهای او و خصوصیات فردی اش هم توجه كنید و اهمیت بدهید. ‏

وقتی والدین توقعات زیادی و یا زودتر از زمان لازم را از كودكشان داشته باشند و یا از فرزندشان بخواهند كه كامل و ایده‌آل باشد مشكلاتی برای او بروز خواهد كرد. یادتان باشد همه اشتباه می‌كنند و بیشتر اشتباهات هم عمدی نیستند. خود شما هم كامل نیستید و نباید از خودتان هم انتظار بیش از حد داشته باشید. همانطور كه شما تلاش خودتان را می‌كنید كه والدین خوبی باشید، به تلاش فرزندتان هم اهمیت بدهید.

صبور باشید

از بكار بردن روشهای تربیتی وانضباطی خسته نشوید، نگویید من این كار را امتحان كردم اما اثر نداشت، فایده ندارد! از بی‌نظمی و شلوغی كودكتان مدام شكایت نكنید. حتی اگر شما یك دانه گندم بكارید لازم است مدتی صبر كنید تا ساقه گندم سر از خاك بردارد و رشد كند. هیچ كس یك شبه محصول كاشته شده را درو نمی‌كند. شما هم برای اثر بخشی روشهای تربیتی نیاز به زمان دارید پس صبر كنید و زود نتیجه نگیرید. برای اینكه فرزندتان بیاموزد كه نظم چیز خوبی است شنیدن این جمله از زبان شما برایش كافی نیست، لازم است او خودش عواقب نظم و بی‌نظمی را ببیند تا بفهمد كه كدام رفتار بهتر است. گاهی نتیجه كارتان را یك هفته ای می‌بینید و گاهی لازم است ماه‌ها برای تغییر رفتار فرزندتان صبر كنید.

احساسات فرزندتان را درك كنید

همیشه سعی كنید شنونده خوبی برای فرزندتان باشید. هنگام بروز مشكل ببینید علت این رفتار كودك چه بوده، سعی كنید او را درك كنید و بعد درباره او تصمیم بگیرید. مثلا اگر فرزندتان خواهر یا برادرش را زده، بی‌معطلی او را تنبیه نكنید. ابتدا او را به اتاق دیگری ببرید تا خشمش فرو بنشیند و آرام شود. به او بگویید كه می‌دانید از چیزی عصبانی شده و اجازه دهید توضیح دهد. سپس عواقب رفتار نادرستش را به او گوشزد كنید. اگر به كودكتان یاد داده باشید كه احساساتش را بیان كند، خیلی از اوقات نیازی به دعوا و كتك كاری ندارد. بسیاری از ما بزرگترها وقتی می‌بینیم كه كسی به حرف و احساسات‌مان گوش نمی‌كند، عصبانی می‌شویم و از كوره در می‌رویم و با رفتار خشونت‌آمیز احساسمان را بروز می‌دهیم. پس چه انتظاری از كودكتان دارید. اگر او بداند كه شما به عنوان والدین به حرف و احساس او اهمیت می‌دهید، با خواهر و برادرش هم بهتر كنار می‌آید. علاوه بر این از شما همدردی كردن با دیگران را یاد می‌گیرد و او هم با دیگران مهربان خواهد بود.

انضباط قاطعانه داشته باشید

اگر كودك ببیند كه شما ثبات در رفتار با او ندارید متوجه می‌شود كه می‌تواند گاهی از نتیجه كارهای خود فرار كند. اما اگر انضباط شما قاطع و همیشگی باشد كودك یادمی‌گیرد كه مسئولیت رفتار خود را بپذیرد. كودك در این شرایط می‌تواند پیش بینی كند كه اگر رفتار بدی داشته باشد، پیامد خوبی نخواهد دید و بالعكس رفتار خوبش بدون پاداش نخواهد ماند. در این حالت احتمال بروز مشكلات رفتاری در كودك كمتر می‌شود. یادتان باشد انضباط قاطعانه به معنای كتك زدن و فحش دادن به كودكی كه كار نادرست انجام داده، نیست. بلكه به معنای ثبات در رفتار و به سرعت واكنش نشان دادن به بد رفتاری كودك است. به گونه ای كه كودك متوجه ارتباط رفتار خود با پیامد مورد نظر بشود. مثلا اگر كودك شما در پارك كودك دیگری را هل می‌دهدو با او دعوا می‌كند تا خودش سوار سرسره بشود، نه تنها لازم است به سرعت جلوی كتك زدن و دعوای آنها را بگیرید. بلكه لازم است كودك را به محلی دور از سرسره ببرید تا آرام شود و به او بگویید كه اگر یك بار دیگر نوبت را رعایت نكند و دعوا كند، از پارك خواهید رفت. اگر یك بار دیگر كودك رفتار نادرستش را تكرار كرد، لازم است قاطع باشید و طبق گفته خود پیامد را اجرا كرده و پارك را ترك كنید.‏

الگو باشید

برای آموزش رفتار خوب و پسندیده بهترین كار این است كه خودتان آن رفتار را اجرا كنید. كودكان از عمل ما می‌آموزند نه از حرف ما. اگر خودتان دروغ بگویید و كودك ببیند كه شما این كار را می‌كنید او هم به شما دروغ خواهد گفت، حتی اگر صدبار هم به او بگویید كه دروغ بد است. اگر شما موقع عصبانیت داد بزنید و كتكش بزنید او هم یاد می‌گیرد كه وقتی از دوستانش عصبانی شد داد بزند و كتكشان بزند. اگر ببیند كه وقتی اشتباهی از شما سر زد، معذرت‌خواهی می‌كنید، او هم یاد می‌گیرد كه عذرخواهی كند. بنابراین اگر دوست دارید به فرزندتان ادب بیاموزید، اول خودتان با ادب باشید!‏

حق انتخاب بدهید

كودكانی كه حق انتخاب نداشته باشند، معمولا در بزرگسالی استقلال كافی برای تصمیم گیریهای مهم و بزرگ زندگی نخواهند داشت و نخواهند توانست از پس حل مشكلاتشان بر بیایند، چون اعتماد به نفس لازم را ندارند. از سنین كم به كودكتان حق انتخاب بدهید تا هم اعتماد به خود را یاد بگیرد و هم بتواند برای مشكلاتش راه حل پیدا كند. در كنار ایجاد نظم مثبت هم می‌توانید به تقویت مهارتهای زندگی، اجتماعی و فكر كردن كودكتان كمك كنید. البته یادتان باشد گفتن اینكه تو می‌توانی كافی نیست بلكه لازم است به او فرصت بدهید كه توانایی‌های خودش را تجربه كند. مثلا اگر كودك 4 ساله شما تمایلی به مسواك زدن قبل از خواب ندارد. از او بپرسید قبل از قصه خواندن مسواك می‌زنی یا بعد از آن؟ دوست داری با من مسواك بزنی یا خودت؟ این حق انتخاب به او احساس خوبی می‌دهد و فكر نمی‌كند كه مجبور است كاری كه دوست ندارد را انجام دهد.

گاهی رفتن لازم است

بعضی از كودكان برای به دست آوردن چیزی و یا رسیدن به خواسته‌هایشان قشقرق به پا می‌كنند. آنها دست و پا بر زمین می‌كوبند و جیغ و داد می‌كنند تا به نتیجه برسند. اگر یك بار با این كار به خواسته خود برسند دیگر سخت می‌توانید آنها را اصلاح كنید. گاهی حتی ممكن است كودك برای جلب توجه شما دست به این كار بزند.

در هر صورت لازم است كه شما چشم پوشی كنید و به آنها بی‌توجه باشید. یادتان باشد قاطع باشید و برای اینكه در فروشگاه و یا جلوی دیگران آبرویتان نرود، به خواسته كودك تن ندهید. اگر می‌بینید كه اعصابش را ندارید و نمی‌توانید این رفتار را تحمل كنید، بروید و از محل دور شوید. به كودك خود یاد بدهید كه حتی وقتی عصبانی می‌شوید و ناراحت هستید، خود را كنترل كرده و آرام می‌شوید. حتی تن صدای شما هم به كودك یاد می‌دهد كه چگونه رفتاری مناسب است. اما اگر نمی‌توانید آرام بمانید و ممكن است واكنش نادرستی نشان دهید، بهتر است محل را ترك كنید تا به حالت عادی برگردید.‏

از خودتان مراقبت كنید

به نیازهای شخصی خودتان اهمیت بدهید. شما هم مانند هر انسان دیگری به ارتباطات صمیمانه، همراهی با دیگران، تفریح و حتی تنهایی در زمانهای خاص نیاز دارید. فكر نكنید با وقت گذاشتن برای خودتان از زمان فرزند پروری شما كم می‌شود. وقتی شما نیازهای شخصیتان را بر آورده می‌كنید، پدر و مادر بودن، صبور بودن، ثبات داشتن و دردسترس كودك بودن هم آسان‌تر می‌شود. باور نمی‌كنید؟ امتحان كنید.






نوشته شده در تاریخ جمعه 17 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

سن مناسب کودکان برای تنها گذاشتن در خانه

 

برای بسیاری از خانواده‌ها اتفاق می‌افتد در موقعیتی قرار بگیرند که ناچار شوند فرزند خود را برای مدتی در خانه تنها بگذارند؛ البته، تنها گذاشتن کودک در خانه‌ راه‌ حلی است که معمولا توصیه نمی‌شود؛ بنابراین،‌ آن را تنها به عنوان آخرین گزینه ببینید. اگر فرزندتان در زمان‌های معینی قرار است در خانه تنها بماند، بهتر است برای آن زمان‌ها از قبل برنامه‌ریزی داشته باشید. او را به کلاس‌هایی که علاقه دارد بفرستید، ‌اجازه بدهید از فضای کتابخانه متناسب با سنش استفاده کند یا به منزل یکی از اقوام برود. این برنامه‌ها به فرزند شما کمک می‌کند از وقتش بهتر استفاده کند و خیال شما هم راحت‌تر خواهد بود.

با وجود این، در مواقعی، شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که تنها گذاشتن کودک در خانه اجتناب‌ناپذیر می‌شود. در این صورت‌ چه باید کرد؟

از چه سنی‌؟

یکی از مهم‌ترین سوال‌ها در این زمینه این است که از چه سنی می‌توان کودک را در خانه تنها گذاشت. برخی کارشناسان بالاتر از هشت سال و بسیاری‌ بالاتر از ۱۰ تا ۱۲ سال را سن شروع تنها گذاشتن کودک در خانه می‌دانند. بنابراین،‌ اگر فرزند شما کم‌تر از هشت تا ۱۰ سال دارد،‌ به هیچ عنوان به تنها گذاشتن او در خانه فکر هم نکنید. اگر سن او بیشتر است، می‌توانید سایر شرایط لازم را در نظر بگیرید.

خطرهای جسمانی:

یکی از مشکلات مهم در تنها گذاشتن کودک در خانه‌ احتمال روی دادن اتفاقاتی است که به کودک آسیب جسمانی می‌زند. کودکان در نبود والدین با احتمال بالاتری به سراغ رفتارهای خطر‌آفرین مانند روشن کردن آتش یا کار با وسایل برقی می‌روند. به علاوه، آن‌ها به اندازه‌ بزرگسالان، راه چاره برای مقابله با خطر یا متوقف کردن یک آسیب را بلد نیستند و در مقایسه با یک بزرگسال در موقعیت مشابه، بیشتر آسیب می‌بینند و حتی در برخی موارد، جان خود را از دست می‌دهند.

در مورد امنیت جسمانی کودک چند نکته را حتما رعایت کنید:

۱ – قفل کردن در خانه کمکی نمی‌کند

برخی والدین فکر می‌کنند که اگر در خانه را روی کودک خود قفل کنند و بروند،‌ همه‌چیز رو به‌ راه خواهد بود. البته این کار می‌تواند جلوی برخی از اتفاقات ناگوار مانند ورود غریبه به خانه، یا خارج شدن کودک از منزل و آسیب‌های ناشی از آن را بگیرد،‌ اما از طرف دیگر،‌ اگر برای کودک اتفاقی بیفتد، خانه آتش بگیرد یا‌ دچار جراحت شود، نه راه فراری دارد و نه می‌تواند از افراد دیگر مثلا همسایه کمک بگیرد؛ بنابراین،‌ قفل کردن در راه چاره نیست.

۲ – مواد خطرناک، آتش‌زا و داروها

مطمئن شوید مواد خطرآفرین را دور از دسترس و جای امنی قرار داده‌اید.

۳ – آموزش کمک‌های اولیه و نحوه‌ی مقابله با خطراتی مانند آتش‌سوزی.

آسیب‌های روانی:

از دیگر مشکلاتی که تنها گذاشتن کودک در خانه ایجاد می‌کند، ‌آسیب‌های روانی است. کودکی که از تنهایی می ترسد‌ با تنها ماندن در خانه تجربه‌های تلخی خواهد داشت که به او آسیب می‌رساند. کودکی که بعد از مدرسه، به خانه‌ای می‌آید که در آن هیچ‌کس نیست‌ دچار احساس تنهایی و مورد بی‌توجهی قرار گرفتن می‌شود؛ ‌چون همه‌ کودکان دوست دارند وقتی از مدرسه به خانه برمی‌گردند، اتفاقات روزمره را برای کسی تعریف کنند،‌ در مورد احساس خود صحبت کنند و مشکلات خود را با کسی در میان بگذارند تا شاید راه‌ حلی برای آن‌ها پیدا کنند.

بنابراین، اگر نمی توانید در همان لحظه همراه فرزندتان باشید و او تنهاست، ‌ زمان‌های دیگر وقت کافی به او اختصاص دهید تا بتواند با شما صحبت کند. زمان مشخصی را در روز فقط برای گوش دادن به حرف‌های او بگذارید.‌ مثلاً بعد از عصرانه، بعد از فلان سریال، بعد از اخبار ساعت فلان،‌ زمانی که مشخص باشد و سر قرار خود هم بمانید. البته با علاقه و توجه گوش کردن شماست که نیاز او را برطرف می‌کند، نه این‌که از سر اجبار و با اکراه، ‌این کار را انجام دهید.

چقدر با اضطراب جدایی آشنا هستید؟

مفهوم اضطراب جدایی، در برخی موارد، در تنها گذاشتن کودک در خانه مهم می‌شود. گاهی والدینی که فرزند وابسته‌ای دارند که بسیار از تنها ماندن و جدا شدن از آن‌ها حتی برای زمانی کوتاه می‌ترسد، تصمیم می‌گیرند برای این که به او یاد بدهند روی پای خودش بایستد و این همه نترسد،‌ او را به تنها ماندن عادت بدهند: « دو بار که تنها بمونه دیگه نمی‌ترسه »، « بذار یه روز تو خونه خودش تنها باشه ببینه در و دیوار ترس نداره ».

اما در واقع، در مواردی که کودک مبتلا به اضطراب جداییست‌ چنین تصمیمی می‌تواند به‌ شدت به او آسیب بزند و شرایط را از پیش بدتر کند. ممکن است کودکی دقیقاً به اختلال اضطراب جدایی مبتلا نشود، ‌اما داشتن رگه‌ها یا نشانه‌هایی از آن هم نیاز به توجه تخصصی و بالینی دارد و باید در چنین مواردی با یک متخصص مشورت و شیوه‌ی درمانی مناسب به کار برده شود.

علائمی که به طور تخصصی برای تشخیص اضطراب جدایی به کار می‌روند، ‌ این‌ها هستند:

۱ – اضطراب افراطی و نامتناسب با سطح رشد در مورد جدایی از خانه و یا کسانی که کودک به آن‌ها دلبسته است.

۲ – ناراحتی مفرط و پایدار درباره‌ی احتمال بروز خطر قریب‌الوقوع از دست دادن اشخاصی که کودک به آن‌ها دلبسته است.

۳ – دلواپسی مفرط در مورد از دست دادن یا صدمه احتمالی به افراد مورد دلبستگی.

۴ – مقاومت پیگیر یا امتناع از رفتن به مدرسه یا جای دیگر به دلیل ترس از جدایی.

۵ – مقاومت یا ترس پایدار و مفرط از تنها ماندن یا ماندن در منزل بدون افرادی که کودک به آنها دلبسته است.

۶ – مقاومت مفرط و پایدار هنگام جدایی از خانه و افرادی که کودک به آنها دلبسته قابل پیش‌بینی باشد.

۷ – مقاومت پیگیر یا امتناع از خوابیدن بدون حضور افرادی که کودک به آنها دلبسته است و مقاومت از خوابیدن در بیرون خانه.

۸ – کابوس‌های مکرر با موضوع جدایی.

۹ – شکایت‌های مکرر از نشانه‌های جسمانی مانند سردرد، دل‌درد و حالت تهوع هنگام وقوع یا انتظار جدایی از منبع مهم دلبستگی (در بیشتر مواقع، مادر).

این علائم قبل از ۱۸ سالگی خود را نشان می‌دهند و معمولاً چند هفته‌ای هم ماندگار هستند. گاه شدت علائم در حدیست که عملکرد روزمر‌ه‌ی کودک ‌مانند رفتن به مدرسه و بازی با همسالان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. لزومی ندارد که کودک همه‌ی این علائم را نشان دهد.

آمادگی و خواست کودک

حتی اگر والدین احساس کنند که فرزندشان آمادگی تنها ماندن در خانه را دارد،‌ توصیه می‌شود تا زمانی که خود کودک تمایلی به این کار ندارد و از تنها ماندن راضی نیست، او را در خانه تنها نگذارید؛ در واقع، خواست و میل کودک در این مورد نقشی تعیین‌کننده دارد.

زمان تنها گذاشتن:

از دیگر نکاتی که برای تنها گذاشتن کودک در خانه باید بدان توجه داشت‌ زمانیست که کودک در خانه تنها می‌ماند. بهتر است این زمان تا حد ممکن کوتاه باشد. بسیاری، یک تا سه ساعت را برای تنها ماندن کودک در خانه، ‌بسته به آمادگی‌ها و توانایی‌های کودک و سایر شرایط، ذکر کرده‌اند و بیشتر از آن اصلاً به نفع کودک نیست.

برخی والدین فکر می‌کنند اگر کودک به خواب برود، دیگر تا وقتی او بیدار می‌شود، ‌برای تنها گذاشتن او در خانه فرصت دارند. اما اگر اتفاق دیگری افتاد چطور؟ اگر او زودتر بیدار شد چطور؟ به علاوه، در شرایط اضطراری، ‌مثل وقتی که کودک بیمار است، حتی اگر یک سرماخوردگی ساده باشد، زمان مجاز برای تنها ماندن کودک در خانه به صفر می‌رسد. هنگام بیماری، بسیاری از موقعیت‌ها و شرایط پیش‌بینی‌ناپذیرند و می‌توانند احتمال خطر را بالا ببرند.

ویژگی‌های کودکی که می‌تواند تنها بماند:

کودکی می‌تواند در خانه تنها بماند که از اعتماد به‌ نفس کافی برخوردار باشد، زیاد نترسد و از بیان خواسته‌ی خود خجالت نکشد، بتواند احساس خود را با والدینش در میان بگذارد و آن‌قدر با والدین خود رابطه‌ی خوب و صمیمانه‌ای داشته باشد که در صورتی که هر مشکلی به وجود آمد،‌ یا هر نگرانی‌ای داشت،‌ قبل از هرچیز، آن را با والدین خود در میان بگذارد. به علاوه، او باید مهارت‌های کلامی کافی را برای برقراری ارتباط با دیگران داشته باشد.


 





نوشته شده در تاریخ جمعه 17 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

 
بزرگ بودن جثه نوزاد در هنگام تولد می‌تواند باعث بزرگ شدن مغز او در نوجوانی شود.
مطالعات جدید نشان می‌دهد نوزادانی که در هنگام تولد در حدود چهار کیلوگرم و یا بیشتر از آن باشند، نسبت به آنهایی که در هنگام تولد وزن کمتری دارند در نوجوانی مغز بزرگتری خواهند داشت.

"کریستین بیتا والهوود" استاد عصب شناسی در دانشگاه اسلو در نروژ اظهار کرد: نوزادان نارس و کم وزن در هنگام تولد با کاهش رشد مغز مواجه می‌شوند.

برخی از مناطق مغز که به نظر می‌رسد مربوط به وزن هنگام تولد است، با توانایی مغز در پردازش اطلاعات و تصمیم‌گیری در ارتباط است.

این گزارش در مجله مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شده است.




نوشته شده در تاریخ جمعه 17 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

معذرت‌خواهی را به فرزندتان بیاموزید

 

«من هیچ كاری انجام ندادم»، «تقصیر من نبود»، «زود باش عذرخواهی كن» و.... این جملات برای همه ما آشناست؛ جملاتی كه بارها و بارها و در شرایط مختلف میان پدر و مادر و فرزندان‌شان رد و بدل می‌شود. ولی اگر شما هم چنین بحث‌هایی دارید و دائم باید برای معذرت‌خواهی كردن با كودكتان صحبت كنید، بهتر است بدانید گاهی ممكن است كودك با خواهر و برادرهایش، دوستان، معلم یا حتی والدینش دچار مشكل و اختلاف نظر شود.

بنابراین به یاد داشته باشید بچه‌ها كامل نیستند و به همین دلیل گاهی رفتارهای اشتباهی از خود نشان می‌دهند. پس رفتار اشتباه غیرطبیعی نیست ولی باید بیاموزند بموقع و بدرستی معذرت‌خواهی كنند.

در این شرایط باید برای كودك توضیح دهید با عذرخواهی كردن می‌تواند نشان دهد از كار نادرستش پشیمان شده است و می‌خواهد آن را جبران كند؛ البته او باید بداند حتی اگر كار اشتباهی را از قصد انجام نداده، باز هم باید معذرت‌خواهی كند و به بهانه این‌كه كارش عمدی نبوده است، نباید این كار را نادیده بگیرد.

بعضی وقت‌ها بچه‌ها به دلیل عصبانیت این كار را انجام نمی‌دهند و می‌گویند چون خیلی عصبانی هستند، نمی‌خواهند معذرت‌خواهی كنند. اینجاست كه پدر و مادر باید برایشان توضیح دهند عصبانی بودن طبیعی است و همه ما گاهی عصبانی می‌شویم، اما آنچه اهمیت دارد این است كه بتوانیم این حالت را كنترل كنیم و آن را برای فردی كه ما را عصبانی كرده است، توضیح دهیم.

بچه‌های خردسال وقتی عصبانی می‌شوند، ممكن است جیغ بزنند، به در و دیوار لگد بكوبند یا حتی با مشت به كسی كه جلوی آنها ایستاده است، ضربه بزنند. اول از همه یادتان باشد بچه‌ها خیلی خوب و براحتی بزرگسالان نمی‌توانند خودشان را كنترل كنند و اصلا شاید این مهارت را هنوز نیاموخته باشند، بنابراین در سنین خردسالی زیاد به آنها سخت نگیرید و حتما برایشان شیوه برخورد صحیح را توضیح دهید.

 اما وقتی بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، كم‌كم می‌آموزند چطور با استفاده از لغات و کلمات احساسات خود را بروز دهند؛ البته گاهی ممكن است هنگام عصبانیت بلندتر صحبت كنند و از واژه‌هایی كمك بگیرند كه مناسب نیست ولی باز هم والدین باید برایشان اهمیت معذرت‌خواهی كردن را توضیح بدهند و بگویند هیچ وقت نباید به دلیل عصبانیت، هر كاری دوست داشتند انجام دهند.

معذرت‌خواهی كافی است؟

بدون شك معذرت‌خواهی كار خوبی است كه باید بموقع و بدرستی انجام شود تا نتیجه دلخواه را ایجاد كند، ولی در شرایطی هم ممكن است برای جبران وضعیت پیش آمده كافی نباشد. گاهی برای این‌كه همه چیز مانند قبل شود، باید قول بدهید مشكل را جبران كنید یا این‌كه كار خوبی برای فردی كه ناراحتش كرده‌اید، انجام دهید.

در هر صورت فراموش نكنید معذرت‌خواهی همیشه خوب است و باید به موقع انجام شود، ولی لزوما كافی نیست. بنابراین به بهانه این‌كه كاری را از قصد انجام نداد‌ه‌اید یا این‌كه عصبانی هستید و حالتان خوب نیست، این كار مهم را نادیده نگیرید.





نوشته شده در تاریخ جمعه 17 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

برگزاری جلسه انجمن در محل دفتر انجمن در مرکز مجتمع.....................

امروز جلسه انجمن اولیاء و مربیان در محل دفتر این انجمن در مرکز مجتمع برگزار شد.

با توجه به برگزاری مناسبت های مختلف در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی ( علیه السلام)

مسئول انجمن سرکار خانم کریمی پور ضمن ارائه گزارشی اجمالی از ویژه برنامه های انجمن

در خصوص برنامه های آینده به بیان نکته نظرا ت خود پرداخته و جویای نظرات همکاران محترم شدند.

سپس اعضای انجمن به بیان صحبت ها و نظرات خود پرداخته و در ادامه مدیر محترم مجتمع ضمن تقدیر

 از تلاش های خستگی ناپذیر اعضای خدوم انجمن اولیاء

حضور آنها را مایه خیر و برکت دانسته و از این بزرگواران تقاضای فالعتر کردن برنامه ها در خصوص

 جذب کمک های مردمی و افراد  دست بخیر منطقه شدند.

در پایان برنامه های اینده انجمن به تصویب اعضای محترم رسید.

همراه ما باشید با تصاویری از این جلسه......





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم اووه! معذرت میخوام. من هم معذرت میخوام. دقت نکردم ...
ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم

اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم

کمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد همینکه برگشتم به اوخوردم و تقریبا انداختمش با اخم گفتم: ”اه ! ازسرراه برو کنار"

قلب کوچکش شکست و رفت

نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت: وقتی با یک غریبه برخورد میکنی ، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی

برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی. آنها گلهایی هستند که او برایت آورده است.
alt
خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی

آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه

هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی

در این لحظه احساس حقارت کردم

اشکهایم سرازیر شدند. آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم

بیدار شو کوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟

گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم نمیبایست اونطور سرت داد بکشم گفت: اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان من هم دوستت دارم دخترم و گل ها رو هم دوست دارم مخصوصا آبیه رو

گفت: اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو ...

آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکتی که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشینی می آورد؟

اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد.

و به این فکر کنید که ما خود را وقف کارمیکنیم و نه خانواده مان

چه سرمایه گذاری نا عاقلانه ای! اینطور فکر نمیکنید؟!

به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

ما نباید حتی برای یك لحظه از یاد ببریم كه روح كودكان ما نیز ممكن است دچار ضعف و بی‌غذایی شود. در چنین مواقعی، آنها چه خواهند كرد؟ درست همان كاری كه وقتی گرسنگی شدید بر كسی چیره می‌شود، انجام می‌دهد.

شما وقتی گرسنه‌اید، چه كار می‌كنید؟

طبیعی است كه سراغ خوراكی رفته و خودتان را سیر كنید. وقتی تشنه‌اید چه می‌كنید؟ بدیهی است كه به دنبال رفع تشنگی‌تان خواهید بود.

وقتی خیلی گرسنه‌اید، برایتان مهم نیست كه نان و پنیر بخورید، یا خاویار و پیتزا و چلومرغ. مهم این است كه در سریع‌ترین زمان ممكن، گرسنگی خود را رفع كنید. كار اصلی، همین رفع گرسنگی است؛ كیفیت غذا و حتی سالم بودن یا نبودنش، در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند. كسی كه گرسنه باشد و این گرسنگی، به او فشار بیاورد، از هر دستی، هر لقمه‌ای را خواهد گرفت.

پس همان‌طور كه بدن ما، به غذا نیاز دارد، روحمان نیز به غذا احتیاج دارد و هر آن،‌ احتمالش وجود دارد كه دچار گرسنگی و ضعف شدید شود.

همه ما،‌ عضو خانواده‌ای هستیم، و ممكن است فرزندانی هم داشته باشیم.

ما نباید حتی برای یك لحظه از یاد ببریم كه روح كودكان ما نیز ممكن است دچار ضعف و بی‌غذایی شود. در چنین مواقعی، آنها چه خواهند كرد؟ درست همان كاری كه وقتی گرسنگی شدید بر كسی چیره می‌شود، انجام می‌دهد؛ اولویت اول برای او، رفع گرسنگی خواهد بود و این‌كه از هر دستی، هر لقمه‌ای را بگیرد تا گرسنگی‌اش را رفع كند.

یادمان باشد كه اگر ما، گرسنگی‌های روح و روان فرزندان خود را رفع نكنیم، آنها از هر دستی، هر لقمه‌ای را خواهند گرفت تا مشكلشان را برطرف كنند.
یادمان باشد كه غذای روح آنها، مهر و محبت و توجه و حمایت و پشتیبانی است، پس اجازه ندهیم كه روح و روانشان دچار سوء‌تغذیه شده و ضعیف شود؛ چرا كه این كار، خطرآفرین است و آنها را، به سمتی دیگر سوق خواهد داد.

و در یك كلام، مراقب همیشگی گرسنگی‌های روح عزیزانمان باشیم.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

وقتی می‌خواهی صدقه بدهی، پول را به دست فرزندت بده و از او بخواه به صندوق بیندازد! و به او به اندازه‌ی درکش این عمل را توضیح بده.

در آموزش مسائل مذهبی به فرزندان، بیش از آن‌که آموزه‌های کلامی و ارتباط زبانی موفق باشد، رفتارهای عملی و مشاهده‌ی عینی آن‌ها و الگوبرداری تأثیرگذار است. این موضوع در تربیت اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد. به عنوان نمونه وقتی پدر یا مادر در مقابل چشم فرزندان هر روز صدقه‌ای کنار می‌گذارد یا به نیازمندی کمک می‌کند و دلیل این امر را به آن‌ها می‌گوید، پس از مدتی این رفتار در فرزندان نهادینه می‌شود. امام رضا(ع) در این باره فرموده‌اند: به فرزندت امر کن که با دست خود صدقه بدهد.(مسند الامام الرضا (ع)، ج 2، ص 207)

می دانید که:
- برای آموزش صدقه‌دادن به فرزندان می‌توانیم علاوه بر پول هفتگی یا ماهیانه، مبلغی اضافه به آن‌ها بدهیم و بگوییم: «این مقدار برای این است که آن را یا صدقه بدهی یا اگر نیازمندی دیدی به او کمک کنی.»
- همراه با آموزش صدقه دادن به فرزند باید به او گوشزد کنیم که هرچه این کمک در خفا باشد ارزشمندتر است.
- نباید فرزند تصور کند پولی که برای صدقه می‌دهد هرچه بیشتر باشد کار نیک‌تری انجام داده است. همواره به او بیاموزید نیت تو از همه‌چیز مهم‌تر است.

بیندیشیم:
- وقتی می‌خواهی صدقه بدهی، پول را به دست فرزندت بده و از او بخواه به صندوق بیندازد! و به او به اندازه‌ی درکش این عمل را توضیح بده. مثلاً: این پول را هدیه می‌دهم به دختربچه‌هایی که عروسک ندارند یا پسربچه‌هایی که دل‌شان توپ می‌خواهد!





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

 پدیده سیگار کشیدن در بین نوجوانان و جوانان یکی از مشکلات بزرگ در بسیاری از جوامع امروز است. بسیاری از کار‌شناسان سیگار کشیدن را آغاز راهی می‌دانند که در انتها باعث اعتیاد جوانان به مواد مخدر می‌شود.

 پدیده سیگار کشیدن در بین نوجوانان و جوانان یکی از مشکلات بزرگ در بسیاری از جوامع امروز است. بسیاری از کار‌شناسان سیگار کشیدن را آغاز راهی می‌دانند که در انتها باعث اعتیاد جوانان به مواد مخدر می‌شود. در این مطلب قصد داریم تا شما را با تعدادی از دلایل جوانان برای گرایش به سیگار آشنا کنیم.
 
دوستان ناباب
این واژه برای بسیاری از ما آشنا است. و در حقیقت باید اعتراف کرد که این یک حقیقت است و دوستان افراد نوجوان در شکل گیری شخصیت و رفتار و آن‌ها بسیار مهم هستند. نکته مهم در اینجا این است که زمانی که فرد نوجوان در یک گروه همسال قرار می‌گیرد سعی در تقلید از رفتار سایرین می‌کند و در صورتی که یک یا چند فرد سیگاری در این گروه حضور داشته باشند احتمال آلوده شدن فرد بالا است.
 
والدین سیگاری
در جهان غرب ضرب المثلی وجود دارد که می‌گوید: والدین سیگاری هرگز نمی‌توانند فرزندان خود را از سیگار کشیدن منع کنند. این یکی دیگر از مسائل مهم در زمینه سیگاری شدن نوجوانان است. بر اساس حجم زیادی از تحقیقاتی که صورت گرفته است مشخص شده است که حجم زیادی از سیگاری‌های دنیا فرزندان افراد سیگاری هستند. کودکان قبل از هر شخص دیگر با والدین خود آشنا می‌شوند و مسلما از آنان الگوبرداری می‌کنند. در صورتی که پدر و مادری سیگاری باشند نمی‌توانند فرزندانشان را از دخانیات دور کنند.
 
تجربه یک حس خوب
متاسفانه بسیاری از نوجوانان و جوانان از مضرات واقعی سیگار آگاه نیستند و از چند دوست ناباب می‌شوند که سیگار می‌تواند به آن‌ها احساس خوبی بدهد. یک نخ سیگار بکش و درد‌هایت را فراموش کن. این گونه جملات بسیاری از جوانان را که به خاطر شرایط خاص دوران بلوغ تحت فشار هستند جذب می‌کند و آنان را به طرف سیگار جلب می‌کند.
 
اعتیاد آوری سیگار
شاید برای عده‌ای این تصور که سیگار اعتیاد آور باشد خنده آور بیاید. اما حقیقت این است که ماده نیکوتین موجود در سیگار بسیار اعتیاد آور بوده و در صورتی که پس از مدتی مصرف منظم دسترسی شخص به سیگار قطع شود مشکلاتی بروز می‌کند. بر خلاف مواد مخدر، اعتیاد به سیگار بیشتر دارای علائم روانی است. شخص سیگاری که به سیگار دسترسی ندارد به نوعی بی‌قرار بوده و احساس می‌کند چیزی را کم دارد.
 
فرهنگ عمومی جامعه
نوع فرهنگ حاکم بر یک خانواده، شهر و جامعه در این مسئله بسیار مهم است. برای نمونه در جامعی که ورزش کردن و تحرک داشتن به عنوان یک ارزش کلی مطرح باشد شما شاهد تعداد کمتری از افراد سیگاری هستید. اما در صورتی که در خانواده و یا محل زندگی شخص فرهنگ غالب بر استفاده از مواد دخانی باشد مطمئناء احتمال سیگاری شدن افراد بسیار بالا‌تر است.
 
الگوگیری از شخصیت‌های مشهور
تاثیر رسانه‌های جمعی بر تربیت و رفتار افراد مختلف در جامعه غیر قابل انکار است. امروزه بسیاری از ستاره‌های دنیا هنر و موسیقی و یا حتی تعدادی از ورزشکاران را نیز دخانیات مصرف می‌کنند. این مسئله می‌تواند در جذب بسیاری از نوجوانان و جوانان به سمت سیگار موثر باشد.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

در هر خانه ای که نوجوانی در آن است ،سئوالی در ذهن والدین طنین می اندازد : « چرا او اینگونه رفتار می کند ؟ » و این سئوال شامل تمام رفتارهای نوجوانان می شود.

نوجوانانی که مانند غارنشینان ، ساعت ها در اتاق شان می مانند و موسیقی گوش می دهند و در حال و هوای خودشان هستند . یا نوجوانانی که بر سر والدین شان فریاد می زنند و می گویند :« از تو متنفرم که زندگی ام را نابود کردی . »

وقتی همه چیز غرق در نابودی و ویرانی است و به این کلمات فکر می کنید ، برای تان دشوار است تدبیری بیندیشید . زمانی را به خاطر می آورید که پوشک های آن ها را عوض می کردید ، به آنان خواندن می آموختید ،آنان را به مدرسه می برده و به خانه می آورده اید ، بارها آنان را دکتر می بردید و اگر پسر بودند ، بارها با دست و پای زخمی شان روبه رومی شدید .

در واقع ، شما هم گاهی دوست دارید فریاد بزنید : « من هم از تو متنفرم ، چون با رفتارها ، پرخاشگری ها و بی اعتنایی به محبت هایم ، زندگی ام را خراب کرده ای . من در طول هفته لباس های کثیف را می شویم و اتو می کنم ، در حالی که تو راحت می نشینی ، هر کاری دلت بخواهد انجام می دهی و باز هم انبوهی از لباس های چرک و کثیف ،کف اتاقت را می پوشاند .»

سال هاست که والدین از خود می پرسند :« چرا او این کار را می کند ؟» و پاسخ متخصصان نیز فقط یک کلمه است :« تغییرات هورمونی .»

تغییر میزان تستوسترون و استروژن در بدن های فرزندانمان ، مسبب تمام رفتارهای آنان است و مشکل می توان علت این تغییر را یافت . اما دست کم می توان مشاهده کرد که این مواد شیمیایی چه بر سر عزیزان مان آورده اند ؛ واضح است که آنان هورمون های جنسی هستند . در طی این مرحله ، اندام های تناسلی دخترها و پسرها تغییر می کند ، موهای زاید ، بدن شان را می پوشاند ، در دخترها سینه شان رشد می کند و در پسرها موقتا زیر سینه شان ، در اثر تولید بیش از حد تستوسترون ، متورم می شود.

این تغییرات بدنی پیچیده است . آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید که چرا نوجوانان آن قدر دردسرساز و مشکل آفرین هستند ؟

مسئله این است که هنگام بلوغ ، بخش های متفاوتی از بدن ، به میزان متفاوتی رشد می کند : اگر سر ، دست و پاهای شما سریع تر از سایر قسمت های بدن تان رشد کند ، شما دچار دردسر خواهید شد . در واقع بازوها و ساق پا نیز سعی می کنند از سایر قسمت ها عقب نمانند ، اما نتیجه ی تلاش شان این است که بلندتر از حد معمول می شوند . اندازه ی قلب دو برابر و تپش آن بیش تر می شود – البته تغییر در تپش قلب در پسرها دیرتر از دخترها ، اما سریع تر اتفاق می افتد – و وزن دخترها و پسرها هر دو ، بین 10 تا 18 سالگی تقریبا دو برابر می شود . شانه ی پسرها پهن تر و ران دخترها فربه تر می شود و علت تمام این تغییرات ، افزایش ترشح هورمون های جنسی است .

تغییرات هورمونی ، پاسخ تمام سئوالات والدین بوده و هست ، تا آن که تحقیقات اخیر به نتایج چشمگیر دیگری رسید . متخصصان اعصاب با استفاده از تصاویر تشدید مغناطیسی مغز، تعدادی از نوجوانان را پس از مرگ شان بررسی و با مغز افراد کوچک تر و افراد بزرگسال مقایسه کردند و توانستند تغییر در مغز نوجوانان را ردیابی کنند .

علت آن که هیجانات نوجوانان افسار گسیخته به نظر می رسد ، این است که مغز آنان آن قدر رشد نکرده تا بتواند هیجانات شان را کاملا کنترل کند .

حقیقت این است که وقتی آنان بیش از حد عصبی و خشمگین می شوند ، نمی توانند کمک زیادی به کنترل خشم شان کنند . آنان در حال رشد هستند ، دیگر بچه نیستند ، اما هنوز هم بالغ نشده اند

ناگهان تمام تصورات مربوط به تغییرات انسانی تغییر کرد . متخصصان اعصاب همواره مدعی بودند که مغز در پایان دوران کودکی به رشد کامل می رسد ، ولی اکنون معلوم شده است که قسمت های مختلف مغز ، به میزان متفاوتی رشد می کند . اولین الگوی رشد مغز ، موج هایی را در توده ی آن ، در سن دو تا سه سالگی نشان می داد . این فرایند که میلین دار شدن نام دارد ، تا هشت سالگی ادامه دارد که به وسیله ی آن ، اتصالات مهم میان اعصاب مغز و غشای چربی افزایش می یابد و در نتیجه انتقال سیگنال نیز سریع تر انجام می شود .ام ار ای نشان داد که در نخستین سالهای نوجوانی ، مغز دستخوش تغییرات دیگری می شود – که سابقا ناشناخته بودند – و رشد ناگهانی توده ی مغز دست کم با تغییرات آن در نخستین سال های کودکی مشابه است .

در نتیجه ی این تحقیقات ، وقتی والدین پس از رویارویی با کج خلقی نوجوانش، دچار آشنا پنداری می شود – و به او می گوید :« تو مثل دو سالگی رفتار می کنی! » - احتمالا اشتباه نمی کند .

هم چنین تحقیقات نشان داد ، ازآن جایی که اولین مرحله ی میلین دار شدن مغز در نخستین سال های زندگی اتفاق می افتد ،به نظر می رسد که با حفظ تعادل و حرکت فرد در ارتباط باشد و مرحله ی دوم آن با نقاطی از مغز ارتباط دارد که مختص به حافظه و واکنش های هیجانی هستند.

علت آن که هیجانات نوجوانان افسار گسیخته به نظر می رسد ، این است که مغز آنان آن قدر رشد نکرده تا بتواند هیجانات شان را کاملا کنترل کند . حقیقت این است که وقتی آنان بیش از حد عصبی و خشمگین می شوند ، نمی توانند کمک زیادی به کنترل خشم شان کنند . آنان در حال رشد هستند ، دیگر بچه نیستند ، اما هنوز هم بالغ نشده اند .

آخرین قسمت از تغییرات مغز در سنین نوجوانی ، مربوط به قطعه ای پیشانی است که در پشت قشر پیشانی قرار گرفته است این بخش از مغز« پاسبان مغز » و « قطب نمای اخلاقی » نام دارد و معمولا رشد آن تا قبل از بیست سالگی ادامه دارد . مفهومش این است که در دوران نوجوانی نه تنها توانایی مغز در کنترل هیجانات ، بلکه توانایی آن در قضاوت کردن نیز محدود است . به همین دلیل است که نوجوانان نمی توانند درک کنند که چرا نباید شب ها تا دیر وقت با دوستان شان بیرون باشند یا چرا باید خودشان را برای امتحان فردا آماده کنند .
نوجوان

چاک نلسون ،متخصص اعصاب که بیشتر عمر خود را صرف مطالعه در مورد تغییرات پیچیده ی مغز انسان کرده است ، می گوید :

« اکثر نوجوانان توجهی به عواقب کارهایشان ندارند . آنان به آن چه پیش روی شان است ، فکر نمی کنند . آنان متوجه نیستند که امروزه کسب نمرات و مدارک عالی ، تفاوت بسیاری در زندگی آینده شان ایجاد خواهد کرد . وقتی بزرگ تر می شوند ، تمام این مسائل را درک می کنند . من فکر می کنم که این درک آنان نتیجه ی تغییرات و پیشرفت مغزشان ، به خصوص قشر پیشانی است ، بخشی که بر حافظه ،جلوگیری از بروز احساسات و میزان کنترل شان نظارت دارد .»

او این واقعیت را توضیح می دهد که بعضی از نوجوانان سردرگم تر از هشت سالگی شان هستند . اما چرا ؟ مطمئنا قشر پیشانی مغز در هشت سالگی رشد کمتری دارد .

نلسون می گوید : « نوجوانان نیاز دارند که از والدین شان مستقل باشند . آنان می خواهند مانند بزرگ سالان رفتار کنند و رفتاری نیمه بزرگ سالانه از خود بروز می دهند . اما قشر پیشانی آنان آن قدر رشد نکرده تا کاملا مانند بزرگسالان رفتار کنند ؛ آنان مواد مخدر مصرف می کنند و بدون کمربند ایمنی رانندگی می کنند .»

بهترین کلامی که بسیاری از نوجوانان را توصیف می کند ، «مردد» است . اگر چه آنان متکبر ، خودرای و مطمئن به نظر می رسند ، در باطن ناامیدانه سعی دارند حس استقلال طلبی را محقق سازند . آنان مسئولیت های سنگینی را به والدین ، معلمان و سایر بزرگسالان تحمیل می کنند . گاهی ما سعی می کنیم با نیش و کنایه ، کمی از باد غرور آنان بکاهیم ، اما گاهی نیز باید جلو زبان مان را بگیریم و برای آن که آنان را متوجه اشتباه شان کنیم ، راه درستی بیابیم ، بی آن که عزت نفس شان خدشه دار شود .

علاوه بر خود نوجوان ، والدین نیز در طی فرآیند رشد و استقلال طلبی او ، فشارها و لطمات بسیاری را تحمل می کنند ، زیرا آنان نیز مسئول کنترل فرزندان شان هستند و اگر راستش را بخواهید ، اکثر نوجوانان می دانند که اگر قرار باشد کسی را محک بزنند ، آن کس ، یکی از والدین یا هر دوی آنان است ؛ از این گذشته ، نوجوانان این کار را خیلی خوب بلدند . اما منظور این نیست که شخصیت آنان برای همیشه تغییر می کند . زیرا ، در مواقعی که شما به شدت ناامید و درمانده می شوید و باور می کنید که فرزندان تان برای همیشه بی ادب و پرخاشگر باقی می مانند ، در مرکز خرید با والد دیگری روبه رو می شوید که می گوید :« من آرزو می کنم پسرم مثل پسر شما باشد . او خیلی مودب است و در کارهای خانه به شما کمک می کند .»
من نمی گویم اگر تغییرات را که در اثر ترشح هورمون ها و تغییرات مغز نوجوانان مان ایجاد می شود ، کنترل کنیم ، این شرایط دردناک و بحرانی برای همیشه از بین می رود ، بلکه مطمئنم اگرشما باور کنید که نه تنها مقصر نیستید ، بلکه نوجوانان نیز در بعضی موارد بی گناه هستند ، راحت تر می توانید با این تغییرات کنار بیایید

« اگر شما فرزند نوجوانی داشته باشید که بدرفتاری کند ، ممکن است تصور کنید که "یک هیولا تربیت کرده اید " یا کسی که از شما بیزار است . اما وقتی متوجه می شوید که بسیاری از رفتارهای او ناشی از تغییرات فیزیکی ، موقتی ، اجتناب ناپذیر و فراگیر است ، دیگر احساس فشار نمی کنید . دیگر وقتی نوجوان تان زندگی را به کام تان تلخ می کند ، از او نمی رنجید . وقتی می دانید در مغز او چه می گذرد ، دیگر عصبانی نمی شوید . این دانش و آگاهی واقعا موثر است .»

حتی کمی آگاهی از تغییرات هورمونی ، سلول های مغز ، قطعه های پیشانی و اندام های تناسلی به شما کمک می کند تا حرف های نوجوان تان را بهتر درک کنید.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

اگر پسر نوجوان دارید بخوانید...
شاید بتوان یکی از مهم‌ترین مسوولیت‌ها و وظایفی را که والدین در مقابل نوجوانان خود دارند وظیفه تربیتی آن‌ها به شمار آورد؛ وظیفه‌ای که اگر خوب و درست از عهده آن برآیند، نتیجه‌اش آینده‌ای درخشان و مطمئن برای فرزندان است.
 
حالا اگر می‌خواهید به عنوان والدینی دلسوز و مسئول، آینده جسمی و روانی پسران خود را تأمین کنید، رعایت این نکات را فراموش نکنید:

1) پدر و مادر قبل از هر دوست ناباب یا جامعه ناسالمی می‌توانند رفتارهای پرخطر را به فرزندان شان بیاموزند. نتیجه تازه‌ترین تحقیقات روی بیش از 2000 نوجوان که به مصرف سیگار و مواد مخدر و... اعتیاد داشتند، نشان داده که 40 تا 60 درصد از این نوجوانان، برای اولین بار نحوه استعمال مواد دخانی را در خانه و توسط والدین خود آموخته‌اند؛ بنابراین اولین گام در دور نگه داشتن فرزندان از مواد مخدر، استعمال‌نکردن آن‌ها توسط والدین و به ویژه در منزل است.

2) شما نمی‌توانید از نوجوانتان توقع داشته باشید که مدام در محیط‌های آلوده و در مجاورت افراد معتاد قرار داشته باشد و هیچ تمایل یا حس کنجکاوی نسبت به مصرف مخدرها از خود نشان ندهد؛ بنابراین از رفت و آمد با دوستان یا اقوامی که اقدام به مصرف مخدرها جلوی اعضای خانواده می‌کنند، خودداری کنید.

3) با پرهیز از رذایل اخلاقی مانند دروغگویی، خشم و عصبانیت بی‌موقع یا ناسزاگفتن، الگوی رفتاری مناسبی برای نوجوانتان باشید.

4) بسیاری از پدران دوست دارند آینده‌ای را که برای خود متصور بوده‌اند و به آن نرسیده‌اند برای پسرانشان ترسیم کنند، اما خیلی از افسارگسیختگی‌ها و فاصله‌های بین والد و فرزند از همین جا شروع می‌شود. شما به عنوان یک پدر خوب، فقط وظیفه شناساندن راه‌های صحیح و غلط به فرزندتان و مشورت کردن با او در مورد علاقه‌مندی‌هایش را دارید و بهتر است انتخاب نهایی را به عهده فرزندتان بگذارید.

5) بسیاری از پسران از گوش دادن به نصیحت‌ها و توصیه‌های همیشگی گله‌مندند و فکر می‌کنند که نصیحت بیش از حد یعنی عدم اعتماد خانواده و کوچک شمردن آن‌ها. شما می‌توانید با خریدن انواع کتاب‌ها یا فیلم‌های آموزنده، فرزند خود را نسبت به مسائل و مشکلات موجود در جامعه به طور غیرمستقیم آگاه کنید.

6) پسران در سنین نوجوانی علاقه خاصی به استقلال، جدا شدن از خانواده و پیوستن به گروه هم‌سالان دارند و نگرانی بسیاری از والدین، از ناشناخته بودن دوستان فرزندشان نزد آن‌هاست.

شما برای اینکه هم فرزندتان را خوشحال کنید و هم با دوستان جدیدش بیشتر آشنا شوید، می‌توانید هر چند وقت یک بار، یک مهمانی دوستانه ترتیب دهید و دوستان فرزندتان را هم با خانواده‌هایشان به صرف یک عصرانه ساده دعوت کنید. شما می‌توانید برای تسلط بیشتر به روابط فرزندتان هم، ماهی یک بار، یک برنامه کوهنوردی با دوستان فرزندتان و خانواده آن‌ها بچینید.

7) از تحقیر، توهین یا مقایسه‌کردن پسرتان با دیگران به شدت پرهیز کنید؛ چون انجام این اعمال موجب پرخاشگر و زورگو شدن آن‌ها در آینده می‌شود و این گونه فرزندان تحقیر شده بعد از رسیدن به استقلال سعی می‌کنند با توسل به زور وجود و قدرتشان را به دیگران اثبات کنند.

8) پسران، پدران آینده‌اند و باید مسوولیت‌پذیر بار بیایند؛ بنابراین انجام برخی از کارهای خانه را حتی اگر خیلی کم و پیش پا افتاده باشند به عهده پسرتان بگذارید؛ کارهایی مانند خرید نان یا گذاشتن کیسه زباله بیرون از منزل.

9) پسران در سنین نوجوانی علاقه زیادی به دیده و پذیرفته شدن از طرف جامعه دارند؛ بنابراین برای این کار اقدام به عوض کردن ظاهر و نوع پوشش خود می‌کنند. در مواجهه با این گونه مسائل، شما نباید با پرخاشگری و توهین فرزندتان را از تغییر ظاهرش منع کنید، بلکه باید با زبانی خوش و دلیل و منطق مناسب، او را تشویق به پذیرفته شدن از راه‌های دیگری غیر از تغییر ظاهر غیر متعارف کنید. از او بخواهید که رشته هنری یا ورزش مورد علاقه‌اش را به صورت حرفه‌ای ادامه دهد و موفقیت‌ها و قهرمانی‌های پیاپی‌اش سبب غرور و افتخار خودش و شما باشد.

10) آزادی مفرط ، بیشتر مخرب است نه موثر. شما با آزاد گذاشتن فرزند پسرتان در هر زمینه‌ای و برآورده کردن همه نیازهای او، فردی متکبر و خودخواه از او می‌سازید و موجب می‌شوید که او فکر کند در همه مکان‌ها و زمان‌ها، هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد، اما وقتی طی زندگی با مسائلی غیر از آنچه باب میل اوست روبرو شود، یأس و ناامیدی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عاقبت این نوجوانان چیزی نمی‌شود جز احساس پوچی و...

11) پسرها عمدتا عهده‌دار چرخاندن چرخ مالی و اقتصادی زندگی در آینده هستند؛ بنابراین بهتر است پدران، آن‌ها را با مسائل و مشکلات مالی و حساب و کتاب و نحوه صحیح پول خرج کردن آشنا کنند و از نوجوانی پس انداز کردن و صرفه‌جویی را به آن‌ها یاد دهند.

12) این یک باور غلط است که دخترها بیشتر از پسرها به محبت نیاز دارند. پسرها هم به اندازه دخترها به محبت و حمایت عاطفی خانواده‌شان احتیاج دارند؛ پس وظیفه یک پدر یا مادر مهربان که به فکر سلامت روان فرزندش است، رعایت تعادل و عشق ورزی به همه فرزندان است.

13) معمولاً پسرها با پدرانشان راحت‌ترند و بهتر می‌توانند مشکلاتشان را با آن‌ها در میان بگذارند؛ بنابراین به عنوان یک پدر مسوول، روزی یک ساعت از وقتتان را به پسرتان اختصاص دهید و او را در راه حل مشکلاتش یاری کنید. فقط حواستان باشد که خشونت و پرخاش، جایی در راهنمایی‌هایتان نداشته باشد تا فرزندتان از مشورت کردن با شما پشیمان نشود و مشکلاتش را خارج از خانه و به روش‌های نادرست حل نکند.

14) پسربچه‌ها علاقه شدیدی به بازی‌های خشن کامپیوتری دارند. برای جلوگیری از ناراحتی‌های جسمی و روحی فرزندتان، از تنها و آزاد گذاشتن او برای ساعت‌ها بازی با کامپیوتر خودداری کنید.

15) بد نیست که حساب دخل و خرج فرزندتان را داشته باشید و دورادور بدانید که او پول‌هایش را چه طور خرج می‌کند. شاید باور نکنید اما خرید سیگار می‌تواند به سادگی خریدن یک بسته آدامس یا پفک باشد!

16) به پسرتان بیاموزید که زورگویی و قلدری راه معقول و پسندیده‌ای برای رسیدن به خواسته‌ها نیست؛ بنابراین بهتر است برای حل مشکلاتش راه‌های منطقی و آرام را پیش گیرد تا محبوبیتش پیش اطرافیان بیشتر شود.

17) پسرها به خاطر موقعیت خانوادگی خاصی که در آینده دارند و باید مسوول و مدیر یک زندگی شوند، نیاز زیادی به اعتماد به نفس بالا دارند. شما می‌توانید با سپردن کارهای مهم به پسرتان و گفتن این جمله که «من می‌دانم تو به بهترین شکل ممکن این کار را انجام می‌دهی» اعتماد به ‌نفس فرزندتان را بالا ببرید و حس مفید بودن را به او القا کنید.

18) با مسوولان و مشاوران مدرسه او در تماس باشید تا بتوانید از تغییرات احتمالی روانی یا تحصیلی فرزندتان خبردار باشید.

19) برای این که پسرتان احساس نکند به خاطر جنسش هیچ محدودیتی ندارد، قوانین خانواده را بنویسید و به دیوار اتاقش بچسبانید و حتماً ساعات ورود و خروج را طبق مقررات خانواده درج کنید و اگر دیدید که او از حدش تجاوز کرد، بنا به روحیاتش، تنبیه یا تشویقی برایش در نظر بگیرید تا بهتر شرایط خانواده را بپذیرد.

20) جوری رفتار نکنید که فرزندتان احساس کند برای هر کاری باید نظر شما را رعایت کند و حق انتخاب در هیچ زمینه‌ای را ندارد، این رفتار او را سرخورده می‌کند. انتخاب رنگ اتاق، لباس یا نوع تغذیه را به عهده خودش بگذارید.

21) هیچ گاه در برابر دختر یا فرزند کوچک‌ترتان به پسرتان نگویید که تو بزرگی یا پسری و این رفتارها از تو بعید است. عادلانه قضاوت کنید و به فرزندانتان بیاموزید که به یکدیگر احترام بگذارند و حقوق یکدیگر را هم رعایت کنند.




نوشته شده در تاریخ جمعه 10 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

پوشش واقعی زنان در دربار عثمانی و تصور خیالی کارگردان و فیلمنامه نویس «حریم سلطان» از دربار عثمانی.
 
تصویر مستند را با لباس طراحی شده برای مجموعه را مقایسه کنید
 




نوشته شده در تاریخ جمعه 10 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد

نوشیدنی معجزه گر، تركیبی است از هویج ، چغندر و سیب
 این نوشیدنی در زمانهای قدیم برای مدت های طولانی رایج بوده است.
آقای سیتو به این نوشیدنی كاملا ایمان دارد ، او می خواهد كه این مطلب به اطلاع تمام كسانی كه مبتلا به سرطان هستند برسد  این نوشیدنی میتواند از بدن در مقابل رشد سلول های ناسالم محافظت نماید ، آقای سیتو قبلا مبتلا به سرطان ریه بوده است و یك متخصص طب گیاهی از وی میخواهد تا از این نوشیدنی برای درمان استفاده نماید و وی برای مدت سه ماه بصورت پیوسته از این نوشیدنی استفاده مینماید و اكنون سلامتی خود را بدست آورده و میتواند بسبب  استفاده از این درمان از زندگی خود لذت ببرد و امتحان آن برای شما نیزهیچ ضرری نخواهد داشت .  این نوشیدنی معجزه گر بسادگی تهیه میگردد.  مواد لازم (چغند رقند  ، هویج و سیب از هر كدام یكعدد ) . موارد فوق را با پوست قطعه قطعه كرده و سپس با هم در آبمیوه گیری قرار داده و پس ازآ بگیری بلا فاصله  بنوشید .


این نوشیدنی در در مان امراض زیر موثر خواهد :
1-جلوگیری از رشد و تكثیر سلول های سرطانی
2-پیشگیری از بیماریهای كبد ، كلیه ، لوزالمعده و همچنین درمان زخم معده
3-تقویت ششها ، جلوگیری از حمله قلبی و فشار خون بالا
4- تقویت سیستم ایمنی بدن
5- مفید برای بینایی و همچنین رفع خستگی ، خشگی و قرمزی چشم
6- برای رفع خستگی ناشی از فعالیت های فیزیكی و همچنین درد های عضلانی
7- رفع مسمومیت ، كمك به حركات روده و رفع یبوست كه در نتیجه سلامت پوست و بشاش شدن آن را نیز بهمراه خواهد داشت
8- بهبودن مشكل بوی دهان ناشی از سوء هاضمه
9-كاهش دردهای دوران قاعدگی
 

این معجون فاقد هرگونه اثر سوئی بوده ، كاملا مغذی میباشد و براحتی جذب بدن میگردد ضمنا  برای كاهش وزن نیز مفید است. بعد از دو هفته مصرف مستمر شما متوجه اثر آن بر روی سیستم ایمنی بدنتان خواهید شد ضمنا تاكید میگردد تا ثیر مفید آن مشروط به مصرف آن بلافاصله پس ازآبگیری میباشد 
 
بهترین زمان مصرف :
آنرا بصورت ناشتا اول صبح و یك ساعت قبل از صبحانه میل نمایید و برای اثر مطلوبتر توصیه میشود دو بار در روز یك بار صبح و یكبار قبل از ساعت 5 یعد از ظهر میل نمایید. .هرگز از انجام آن پشیمان نخواهید شد همچنین انجام آن هزینه زیادی نخواهد داشت.




نوشته شده در تاریخ جمعه 10 آذر 1391 توسط انجمن اولیاء ومربیان مجتمع آموزشی و پرورشی شهید دکتر آیت شهرستان گناباد
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin

دریافت کد آهنگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات